کتابخانه

دانلود کتاب، جزوه، تحقیق | مرجع دانشجویی

کتابخانه

دانلود کتاب، جزوه، تحقیق | مرجع دانشجویی

مقاله زن و ازدواج موقت

 

فصل اول: ازدواج

 

  • زن و ازدواج در دوران جاهلیت
  • انواع ازدواج در دوران جاهلیت
  • زن و ازدواج در ایران باستان
  • زن و ازدواج در دیگر نقاط جهان
  • ازدواج زن در تعالیم اسلام
  • دیدگاه اسلامی در خصوص مقام زن

 

 

فصل دوم

دیدگاه قرآنی در خصوص ازدواج موقت

 وجه دلالت آیه بر ازدواج موقت

الف) شأن نزول آیه

ب) سیاق آیه

ج) آراء مفسرین

د) بیان خلیفه‌ی دوم مبنی بر دلالت آیه بر ازدواج موقت

  • دلالت آیه بر ازدواج موقت
  • نقد و بررسی آراء و نظریات علمای اهل سنت
  • دلایل معتقدین به نسخ آیه‌ی ازدواج موقت و پاسخ آنها

فصل سوم

 دیدگاه فقهای اهل سنت و شیعه در ازدواج موقت

 تاریخ ازدواج موقت در اسلام از دیدگاه اهل سنت

  • مخالفان خلیفه دوم در تحریم ازدواج موقت
  • تحریم ازدواج موقت در اسلام
  • مصلت‌های تحریم ازدواج موقت در اندیشه عمر
  • ازدواج مسیار نام جدید ازدواج موقت که اهل سنت انتخاب کردند
  • دیدگاه علما و فقهای شیعه در ازدواج موقت
  • ازدواج موقت از دیدگاه شیعه
  • احادیث دال بر جواز ازدواج موقت
  • احادیث دال بر استحباب ازدواج موقت
  • احادیث دال بر کراهت ازدواج موقت
  •  

    فصل چهارم

    بیان شرایط و مصالح ازدواج موقت

     

     

    • بیان مصالح ازدواج موقت
    • شرایط ازدواج موقت
    • جوش آوردن بی‌غیرتها در ازدواج موقت
    • رواج زنا بزرگترین ضرر تحریم ازدواج موقت
    • اثرات مثبت ازدواج موققت در شرایط کنونی
    • ابتکار جدید حماس برای ازدواج موقت
    • مواقع ضروری ازدواج موقت
    • مقتضی موجود و مانع مفقود
    • نیاز فراتر
    • نیاز زنان
    • نیاز تحصیلی
    • مجرد زیستی
    • ازدواج موقت و تحکیم پایه های خانواده

     

مقدمه

سخن از غرایز آدمی و شیوه‌ی برخورد با آن و موضع مکاتب و ادیان در این خصوص بحث تازه‌ای نیست، چنان‌که مقوله‌ی رابطه‌ی میان زنان و مردان در اجتماعات بشری از حساسیت بالایی برخوردار است، خصوصاً در جوامعی که نهاد دین نفوذ عمیق‌تری در ارکان عملی آن داشته باشد.

دستور حکیمانه اسلام بر رعایت اخلاق جنسی و وجود حریم میان مرد و زن، برای حفظ شرف و انسانیت، و تحقق و تداوم روابط انسانی و عاشقانه زوجین، گوارا شدن زندگی خانوادگی و رسیدن به اهداف عالی آن است. تمایل به جنس مخالف بویژه در دوران نوجوانی و جوانی همواره در اجتماع بشری آثار وضعی و واقعی خود را به دنبال دارد و تشتت آراء در حیطه‌ی روابط زن و مرد نیز بسیار ملموس و هویداست. اختلاف آراء و یافتن راه‌حلی مناسب جهت ارضای غرایز انسانی امری حادث و امروزی نیست، بلکه رد پای این اختلاف را می‌توان در تمامی مراحل تاریخی از خلقت آدم تاکنون به وضوح دید.

حال این سوال مطرح می‌شود که دین مقدس اسلام که آخرین و کامل‌ترین دین در میان تمامی ادیان است چه راه‌کارهای عملی و علمی در جهت ارضای غرایز جنسی و رفع نیازهای روحی و روانی امت خود پیشنهاد نموده است و از آنجا که ما معتقدیم که احکام اسلام دارای مصلحت واقعی بوده و برای رشد تعالی مادی و معنوی انسان‌ها وضع و ابلاغ گردیده است و پله‌ی ترقی و تکامل انسانیت، انسان است. بنابراین بایستی در کنار خواسته‌های فطری و معنوی به مسائل جسمانی نیز در محدوده‌ی شرع و قانون توجه شود، حال با اندکی دقت و تأمل معلوم می‌گردد که شارع مقدس اسلام با واقع‌بینی کامل برای کنترل و تعدیل و ارضای مسائل جنسی راه‌حل‌های معقول و عملی دور از افراط را پیشنهاد کرده تا از این طریق بتواند جامعه را از هیجانات و طغیان‌های کوبنده‌ی ناشی از تمایلات جنسی حفظ نماید، که اساسی‌ترین این راه‌حل‌ها مسئله‌ی ازدواج موقت می‌باشد که منظور از این نوع ازدواج تشکیل خانواده نیست بلکه هدف اساسی از این نوع ازدواج ارضای غرایز جنسی، روحی و روانی افراد در چهارچوب قانونی و بدون احساس شرم و گناه است، ازدواج موقتی که شارع مقدس اسلام حدود پانزده قرن پیش برای جلوگیری از طغیان غریزه‌ی شهوت، با شرایطی آسان آن را تجویز و حلال شمرده است.

اکنون نظر متفکران و اندیشمندان بزرگ جهان را بخود معطوف ساخته است و این متفکران اعتراف کرده‌اند که «ازدواج موقت» بهترین روش در جهت حفظ اجتماع از فساد و فحشا می‌باشد.

مقصود از ازدواج موقت این نیست که با داشتن زن دائم کسی برای هوس‌بازی زن صیغه‌ای بگیرد. صیغه امروز همان ازدواج موقت است که با روح و حقیقت این قانون و سنت الهی و حسنه تضاد دارد و شکل ازدواج موقت را زشت و تنفرزا کرده است. در حالی که مترقی‌ترین سنت در حل مسئله بحران اخلاق و جنسی جوانان است ازدواج موقت برای افرادی مطرح است که همسر ندارند یا قبلاً ازدواج کرده‌اند و اکنون مشکل خاصی دارند. و برای ازدواج موقت باید آئین‌نامه نام و شرایط و ضوابط خاصی تهیه شود که خدای نخواسته فساد برانگیز نباشد، بلکه باعث استحکام کانون گرم خانواده گردد، اگر کسی در این خصوص مشکلی دارد باید طبق قوانین شرع مقدس حل گردد و آقایان متأهلی که هیچ مشکلی ندارند از این موضوع سوءاستفاده نکنند و اجازه بدهند تا این قانون الهی و سنت حسنه برای نیازمندان واقعی تدوین و اجرا گردد. افرادی که دارای خانواده و زندگی گرم هستند و نیاز به ازدواج موقت ندارند به ازدواج موقت تمسک کنند و زندگی را خدشه‌دار و متزلزل نمایند و قانون برای این‌گونه افراد باید مجازاتی تعیین کند و حکم به کیفر و تعزیر دهد، کسانی که از ازدواج موقت را به انحراف می‌کشند و از آن تصویر بدی در جامعه ارائه می‌دهند باید مجازات شدیدی برایشان در نظر گرفت. ازدواج موقت برای کسانی است که دستشان به نکاح دائم نمی‌رسد حتی اسلام تأکید دارد کسانی که توان ازدواج موقت را هم ندارند برای کنترل تمایلات خود روزه بگیرند.

طرح ازدواج موقت هیچ‌گاه نباید عاطفه‌ی ویژه خانم‌ها را جریحه‌دار کند زیرا ازدواج موقت به عنوان یک علاج موقت و اورژانسی پیشنهاد می‌شود که هم از سوی مرد و هم از سوی زن به عنوان یک حکم الهی و راهی برای نجات از گناه و عمل نامشروع و منافی با عفت و برای جلوگیری از کیفرهای الهی و قانونی با کمال میل و علاقه پذیرفته شود و نسخه‌ای برای جلوگیری از تباهی جوانان سردی و تباهی خانواده و نیروی قدرتمند برای متحکم کردن و گرمابخش کانون خانواده محسوب گردد.

اگر در سطح جامعه ازدواج موقت معمول شود قطعاً ریشه‌ی عملیات منافی با عفت، آدم‌ربایی، اغفال دختران، اغفال پسران و این‌گونه جرائم قطع خواهد شد و سلامت اخلاقی جنسی به جامعه باز خواهد گشت، و علاج موقت بخشی از علاج دائم و اصلی و همیشگی است.

بر همین اساس بنده رساله‌ی دوره‌ی کارشناسی ارشد خود را با موضوع «تحلیل و بررسی ازدواج موقت و تأثیر آن در کاهش جرائم اجتماعی» اختصاص دادم و این نگرشی اختصاری است پیرامون این سنت حسنه و الهی که در طول تاریخ مورد بحث و کشمکش فنی و محاوره‌ای قرار گرفته است و موافقان و مخالفانی آراء و نظریات خود را در این خصوص بیان داشته‌اند. بنابراین در این رساله سعی کرده‌ایم ابتدا «ازدواج موقت» را از دیدگاه قرآن، اخبار و احادیث معتبر با ارایه‌ی نظریه‌ی صحابه‌ی پیامبراکرم(ص) و علما و فقها مورد نقد و بررسی قرار دهیم، سپس به علل تنفر اجتماعی ازدواج موقت پرداخته‌ایم و جایگاه اجتماعی و قانونی این مسئله را ریشه‌یابی کرده و با ارائه آمار و مستندات وضع جامعه را در زمینه گسترش فساد و فحشا مورد ارزیابی قرار داده و شرایط و ارکان ازدواج موقت را بیان نموده‌ایم که امید است گامی برای رفع یکی از مهمترین معضلات فرهنگی و اجتماعی برداشته باشیم. امید است خوانندگان محترم از ابتدای رساله شروع به خواندن نمایند تا با توجه به مباحث طرح شده پیوسته و سلسله‌ای به نتیجه و هدف واقعی برسند.

خواهشمندم با مطالعه‌ی این پایان‌نامه جواب قانع کننده و مستدل به مخالفان داده و بخواهید که قضاوت منصفانه کنند و از بعضی تعصبات بیجا و غیرمنطقی دست بردارند تا بتوانیم با احیای این امر ارزشمند الهی از گسترش گناهان و پرده‌دری‌های مخفیانه مصون بمانیم.

امید است با برطرف شدن قبح این مسئله، مشکلات جنسی و روحی و روانی جوانان و نوجوانان و نیازمندان به ازدواج موقت ریشه‌کن شود. در نقد و بررسی این مسئله از منابع تاریخی، روایی و قرآنی با ارائه مدارک و مستندات بطور مستدل استفاده شده که ان‌شاءالله خوانندگان عزیز با راهنمایی‌های خود ما را مورد لطف و محبت خود قرار می‌دهند.

چکیده

از نظر روانی، سرکوب کردن غریزه‌ی جنسی، عوارض سهمگین و خطرناکی را به دنبال دارد. در دین مبین اسلام، خواسته‌های فطری و نیازهای جسمانی نیز، همراه با مسائل و نیازهای معنوی مورد توجه جدی قرار گرفته است و با واقع‌بینی کامل برای کنترل، تعدیل و ارضای آن راه‌حل‌های معقولی نیز ارائه شده است. دین مبین اسلام در کنار راه‌کارهای گوناگون جهت تسهیل ازدواج دائم، ازدواج موقت را برای حل مشکلات جنسی جوانان و کسانی که به دلایلی همراه خود را از دست داده‌اند پیشنهاد می‌کند. ازدواج موقت که قریب به پانزده قرن پیش از سوی اسلام، برای جلوگیری از طغیان شهوت در مواقع ضروری با شرایط آسان تجویز گردیده است. نظر متفکران جهان را به خود جلب نموده است حتی اندیشمندان انسان دوست جوامع غیراسلامی نیز برای جلوگیری از انحرافات اخلاقی، تخلف از مقررات قانونی، ایجاد بهداشت روانی و رها شدن از تحمل یک نوع رنج روحی و احساس گناه، ازدواج موقت را لازم و ضروری تشخیص می‌دهند، همان حقیقتی که اسلام بدان توجه کامل داشته و برای حسن اجرای آن نیز تعالیم جامعی را بیان فرموده است و حکم ازدواج موقت در قرآن کریم هم ثابت شده و در زمان حیات پیامبراکرم(ص)، خلیفه‌ی اول و مدتی از زمان خلیفه‌ی دوم رواج داشته است و ادعای نسخ آیه 24 سوره مبارکه‌ی نساء که حکم عمل به ازدواج موقت می‌باشد غیرقابل قبول است و تحریم آن توسط خلیفه‌ی دوم موقتی، سیاسی و مصلحتی بوده است همانند تحریم تنباکو در ایران.

ازدواج موقت هرگز به منزله‌ی رواج فحشا نیست بلکه از مقرراتی همانند ازدواج دائم برخوردار است. اگر ازدواج موقت تحت ضوابط و مقررات خاص برای مردم تبیین شود، بی‌شک میزان روابط نامشروع و بی‌بند و باری‌های جنسی نیز بطور چشمگیری کاهش پیدا خواهد کرد و همچنین با احیا «ازدواج رفاقتی» در چهارچوب ازدواج موقت باعث خاتمه یافتن درگیری‌های خانمانسوز در زندگی‌های زناشویی و پایین آمدن آمار طلاق و بسته شدن بسیاری از شعبه‌های دادگاه‌های خانواده می‌شویم زیرا ما می‌دانیم که به این اصل اساسی و کارساز اسلام عمل نمی‌کنیم، نه جامعه و نه دولت و نه کسانی که داعیه‌ی سنت‌گرایی دارند وجود چنین اصلی را فراموش کرده‌اند و امروز این فراموشی است که موجب خلأ و بحران در روابط پسران و دختران ما گردیده است. اگر چنین شرایطی را که دین مبین اسلام اجازه داده است برای جوانان جامعه‌مان فراهم می‌کردیم مطمئناً فرهنگ اسلامیمان این‌گونه به تاراج نمی‌رفت و ما امروزه با بحران دختران و پسران فراری روبه‌رو نبودیم و نیازی به خانه‌های سبز نداشتیم. پس اگر امروز آماری وحشت‌بار از روابط ناسالم بین دختران و پسران جامعه‌مان در دست داریم، بدون استثنا صرفاً به جهت وجود خلأ و نبود الگوی مناسب در این زمینه است حال می‌توانیم یکبار دیگر در برنامه‌هایمان تجدیدنظر کنیم و سراغ سیره و سنت پیامبراکرم(ص) و ائمه معصومین(ع) برویم و از دریای بیکران آنها تشنگی خود را سیراب کنیم و با فرهنگ سازی «ازدواج موقت» چهره‌ای زیبا از تعالیم الهی را در میان نسل جوان ارائه دهیم و سلامتی مردم و جامعه را بیمه کنیم.

 

 

 

 

 

فصل اول: ازدواج

 

  • زن و ازدواج در دوران جاهلیت
  • انواع ازدواج در دوران جاهلیت
  • زن و ازدواج در ایران باستان
  • زن و ازدواج در دیگر نقاط جهان
  • ازدواج زن در تعالیم اسلام
  • دیدگاه اسلامی در خصوص مقام زن

 

 

زن و ازدواج در دوران جاهلیت

از دوران جاهلیت قبل از اسلام، زنان کاملاً مقهور اراده و تمایلات مردان بودند و نقش تعیین کننده‌ای از جامعه خود نداشتند. بطوری که در ایام دوشیزگی تحت قیومت و اراده و سلطه پدر و پس از آن تحت سلطه و اراده شوهران خود و پس از مرگ شوهران تحت سلطه و استیلاء پسران شوهر و اگر شوهر پسری نداشت زیر فرمان و استیلاء بستگان شوهر خود قرار می‌گرفتند و حتی در بسیاری از مواقع بعد از مرگ شوهر، زنان همانند بقیه اشیاء و ماترک زوج به ارث برده می‌شدند و حتی وراث نیز می‌توانستند با بهای اندک زن را به فروش رسانده و یا به کسی ببخشند.[1]

با توجه به این حقیقت ناگوار واضح است که زنان در این دوران در سرنوشت خود هیچ‌گونه نقش و اراده‌ای از خود نداشته و همچون کالایی در بین مردان رد و بدل می‌شدند، زیرا قوانین و سنت‌های اجتماعی آن دوران به زنان هیچ‌گونه حق اظهارنظری نمی‌داد و او نیز جز آن‌که تابع و مطیع جامعه خود باشد چاره‌ای دیگر نداشت.

در این دوران خواستگاران مستقیماً به روسای قبیله‌ها و یا پدر و یا برادر و در صورت نبود پدر یا برادر به سراغ عموهای زن یا دختر می‌رفتند و بعد از طرح مسئله و گرفتن موافقت آنان زن یا دختران قبیله یا شخص را تحت استیلاء و ولایت خود در می‌آوردند.[2]

آن‌گاه روسای قبیله یا پدر یا برادر و یا سایر اقوامی که دختر یا زن تا آن روز در تحت استیلاء و فرمان آنان بود به دختر یا زن موردنظر می‌گفتند: تو از این ساعت به بعد تحت نظر و متعلق به این مرد خواهی بود و در چنین مواقعی دختر یا زن حق اظهارنظر یا مخالفت نداشت و کاملاً مطیع قوانین و فرامین و سنت خانواده و یا قبیله بود. در میان اقوام و قبائل دوران جاهلیت قوم عرب بر اثر آن‌که اعضا یک قبیله را اجتماعی و مشترک المنافع می‌دانستند و به قبائل دیگر به چشم بیگانه و خارجی نگاه می‌کردند. لذا این اقوام و قبائل مقید بودند زنان و دختران خود را به مردان قبیله خود شوهر دهند. در مرحله اول هر دخترعمویی به پسرعموی خود تعلق داشت و اگر پسر به دختر عموی خود رغبت پیدا نمی‌کرد و رسماً ازدواج با او را رد می‌کرد، پدر دختر اجازه داشت که دختر را به دیگران بدهد. و در مواقعی که فردی از قبیله دیگری به خواستگاری می‌آمد باید ابتدا نزد روسا و ریش سفیدان قبیله می‌رفت. و در صورتی که سران این قبیله این زناشویی را صلاح می‌دانستند این نوع وصلت را به عنوان ایجاد روابط و یک نوع پیمان بین دو قبیله قلمداد کرده و با آن موافقت می‌کردند، لکن با این حال عدم رضایت درونی از چهره همه اهالی قبیله آشکار بود و با نوعی اکراه دختر قبیله خود را به پسر قبیله بیگانه می‌دادند.[3]

اگر خواستگار از قبیله بیگانه بود و متعلق به قبیله‌های دیگر بود و پدر و برادر دختر هنگام بدرقه عروس به خانه شوهر به او چنین می‌گفتند: «اِذْهَبی! لااَذْکَرتِ وَ لا اَیْسَرْتِ فَإِنّکِ تَلِدِیْنَ الأعْداءَ؛ برو! امیدواریم که پسر نزایی و زایمان بر تو سخت دردناک‌ترین باشد زیرا که تو برای ما دشمن می‌آوری.»

و هرگاه شوهر از قبیله خود آنان بود، به هنگام بدرقه عروس به خانه شوهر می‌گفتند: «اِذْهَبی! أیْسَرْتِ وَ أذْکَرْتِ، وَ لا أنّثْتِ؛ برو! امیدواریم که زایمان بر تو سهل و آسان شود و پسر بزایی و دختر از تو متولد نشود.»[4]

در عصر جاهلیت روز خواستگاری را «یوم الاملاک»[5] می‌نامیدند زیرا در لغت «به معنای به مالکیت در آوردن است».[6] و چون مهریه‌ای که برای دختر تعیین می‌کردند به پدر دختر تعلق می‌گرفت و جزء املاک او به حساب می‌آمد از این جهت این روز را یوم الاملاک می‌نامیدند. «بنابراین زن از پول مهریه هم محروم بود زیرا مهریه در مرحله اول به پدر دختر و در صورت فوت او به برادر بزرگ‌تر و در صورت نبود آن دو به بزرگان قبیله پرداخت می‌شود و حتی در این دوران اگر از طرف شوهر شتری به عنوان مرکب اختصاصی به عروس داده می‌شد، زن باید برابر سنت‌های رایج آن زمان شتر را به پدر خود می‌بخشید».[7]

و از این جهت بود که هرگاه زن دختری را به دنیا می‌آورد، سران قبیله و نزدیکان مرد به جای تبریک گفتن به او می‌گفتند: «هَنیاً لَکَ النّافِجَةُ؛ نافجه بر تو گوارا باد».[8] که نفج در لغت به معنای افزودن و زیاد شدن است. و از این باب این عبارت را می‌گفتند که چون شتری را داماد به عروس هدیه می‌داد و به گله شتر پدر خود اضافه می‌شد لذا وقتی متولد می‌شد به پدر دختر می‌گفتند: ناراحت نباش یک شتر به شترانت اضافه می‌شود.

این چنین بود که زن ارزش واقعی و انسانی خود را از دست داده بود و جزء بهایم بشمار می‌رفت. مظلومیت زنان در دوران جاهلیت اسفناک‌تر و دردناک‌تر است، زیرا آنان در این دنیا حق حیات هم نداشتند و می‌بایست زنده بگور می‌شدند که آشکارترین سند آن بیان قرآن در سوره مبارکه نحل آیات 58 و 59 می‌باشد که آن را با اندیشه ژرف و عبرت‌آموز بیان کرده می‌فرماید: «وَ إِذا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِاْلأُنْثى‏ ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَ هُوَ کَظیمٌ‌‍‌‍– یَتَوارى‏ مِنَ الْقَوْمِ مِنْ سُوءِ ما بُشِّرَ بِهِ أَیُمْسِکُهُ عَلى‏ هُونٍ أَمْ یَدُسُّهُ فِی التُّرابِ أَلا ساءَ ما یَحْکُمُونَ‌‍؛ هنگامی که به یکی از آنان مژده فرزند دختر داده می‌شد، رنگ رخسارش سیاه می‌شد و خشمناک و دلتنگ می‌گشت و از بدی آن مژده خود را از مردم مخفی می‌کرد و در این اندیشه بود که دختر را با خواری نگهداری یا آن را در خاک زنده بگور کند، چه بد فکر می‌کردند.»

«و همچنین در این دوران از ترس تنگدسی و فقر حق حیات را از دختران خود سلب می‌کردند و زنان هرگز از ارث بهره‌ای نداشتند و حتی جزء اموال و ماترک میت به ارث برده می‌شدند.»[9]

و برای بدست آوردن پول زنان را به زنا و فحشا وا می‌داشتند.[10]در دوران جاهلیت زن به هیچ وجه به عنوان انسان شناخته نمی‌شد، بلکه منتهای خشونت با وی رفتار می‌کردند و او را جزء غلامان و چهارپایان بارکش و سودمند و قابل خرید و فروش می‌دانستند و مرد می‌توانست زن خود را به صورت حیوان انگاشته و مشکل‌ترین و طاقت‌فرساترین کارها را به زنان محول کنند و در چنین وضعی تنها راه نجات زن خودکشی بود.[11]

 

اقسام ازدواج در دوران جاهلیت

در این دوران ازدواج‌های مختلفی با روش‌های متفاوت بین اعراب جاهلی معمول و متداول بود که مهم‌ترین آنها عبارت بودند از:

1. نکاح الاستبضاع:

در این نوع نکاح که از شرم‌آورترین پیوند زناشویی بشمار می‌رود، وضع چنین بود «که هرگاه مردی تمایل داشت فرزندی با شکل و قیافه خاصی و یا دارای خصوصیتی اعم از دلیر بودن یا شجاع، زیبا، دلیر، خشن، بی‌رحم، شاعر، دانشمند یا کاهن بودن و امثال اینها دارا باشد و خود فاقد آن صفات بود، زنش را بدون احساس کمترین ناراحتی مجبور می‌کرد تا مدتی طبق قراردادی با آن مرد که دارای آن صفات موردنظرش بود همبستر شده و از او بادار شود! و بچه‌ای با آن خصوصیات برای شوهرش بدنیا آورد! فرزند متولد شده با آن‌که از مرد دیگری بود ولی طبق سنت رایج این دوران متعلق به شوهر رسمی همین زن بود».[12]

2. نکاح الرهط:

در این نوع نکاح «عده‌ای از مردان که نباید از ده تن تجاوز کند، با رضایت هم با زنی ازدواج می‌کردند و با او رابطه همبستری برقرار می‌کردند و کلیه مخارج و مایحتاج زن را مشترکاً تأمین می‌کردند. فرزندی که از این نوع زناشویی متولد می‌شد اگر پسر بود مادر نوزاد مردانی را که با او همبستر شده بودند دعوت می‌کرد و به او می‌گفت: «هذا اِبْنُک» این فرزند از تو است و بدین ترتیب فرزند خود را از نقص بی‌پدری نجات می‌داد و اگر فرزند متولد شده دختر بود دعوتی از مردان نمی‌شد زیرا هیچ‌یک از آنها حاضر به قبول کردن دختر به فرزندی خود نبود».[13]

آشکارترین سند این نوع نکاح در تاریخ عمرو بن عاص مشاور اول معاویه پسر ابوسفیان جنجال برانگیز حکمیت در جنگ صفین بود، که وی از این نوع زناشویی متولد شده بود، یعنی از پدران دسته جمعی! که بعد از تولد او مادرش لیلی مردانی که با او همبستر شده بودند دعوت نمود و او را در دامن عاص پسر وائل قرار داد و بدین ترتیب او را به عاص ملحق نمود و عمرو طبق سنت معمول در آن روزگار فرزند عاص قلمداد شد. لکن ابوسفیان که یکی از ده پدر عمرو بود تا آخر عمرش مدعی بود که عمرو از نطفه او پدید آمده است و می‌گفت: «من یقین دارم و اطمینان دارم عمرو از نطفه من پدید آمده است ولی چون عاص پول بیشتری به لیلی مادر عمرو می‌داد توانست از میان جمع، پدر معرفی شود.»[14]

3. نکاح البدل:

این نکاح در بین اعراب جاهلی قانونی و متداول بود. در این نوع نکاح اگر مردی از زنی که متعلق به دیگری بود خوشش می‌آمد، رسوم و قوانین اجتماعی به او اجازه می‌داد تا به شوهر آن زن پیشنهاد معاوضه بدهد، یعنی زن خودش را به او داده و زن او را در عوض در اختیار بگیرد برای مدتی که مورد توافق طرفین بود و بدین طریق اعراب جاهلی می‌توانستند زنان خود را تعویض نمایند و معمولاً این مبادله با الفاظ خاصی ابراز می‌شد و معمولاً پیشنهاد کننده می‌گفت: «اِنزِلْ اِلیَّ عَنِ امْرأتِکَ، اَنْزِلُ لَکَ عَنِ امْرأتی؛ تو از زنت به نفع من پیاده شو و کنار برو، من نیز از زنم به نفع تو پیاده می‌شوم».[15]

در چنین وضعیتی زنان مظلوم تنها وظیفه‌ای که داشتند این بود که تسلیم خواسته‌های شوهران خود شوند و خود را به مرد دیگری که مورد توافق شوهرش قرار گرفته بود عرضه کند. این نوع زناشویی رواج بیشتری در بین اعراب جاهلی داشت و دلیل بارز و آشکاری بر این نکته بود که زنان در میان مردان همانند یک حیوان رد و بدل و معامله می‌شدند.

4. نکاح المَقْت:

یکی دیگر از نکاح‌های معمول و متداول در عصر جاهلیت نکاح المقت بود. در این نوع نکاح اگر شخصی فوت می‌کرد، زنش مانند سایر اموال و ماترکش به ارث می‌رسید. در مرحله اول به پسر بزرگ‌تر تعلق داشت. البته در صورتی که زن نامادری پسر بزرگ‌تر بود و طبق سنت و محیط اجتماعی آن دوران به پسری که با نامادری خود ازدواج می‌کرد ضیزن می‌گفتند. اگر زن جوان و زیبا بود، پسر متوفی خود از او استفاده می‌کرد و اگر مورد قبول پسر متوفی واقع نمی‌شد زن را به دیگری می‌داد و صداقش را دریافت می‌کرد و اگر متوفی پسر بزرگ‌تر و یا اصلاً پسری نداشت زن متوفی به خویشاوندان متوفی به ارث رسید بدین صورت که هر کدام از مردان خویشاوند متوفی زودتر از مرگ خویشاوند خود آگاه می‌شد خود را به زن او می‌رساند و زودتر از خویشاوندان دیگر پارچه‌ای به طرف آن زن پرت می‌کرد و یا روسری او را از سر وی برمی‌داشت. در این صورت زن متوفی به او تعلق می‌گرفت. سنن و رسوم این دوران نیز حق هرگونه اعتراض و یا مقاومتی را از ناحیه زن سلب کرده و زن چاره‌ای جز تسلیم شدن نداشت و در صورتی که مرد زنی را که به ارث رسیده بود نمی‌خواست و فامیل مرد متوفی نیز او را نمی‌خواستند، حق داشتند که آن را از شوهر کردن بازدارند تا زمانی که بمیرد آشکارترین سندی که وجود این نوع نکاح را در دوران جاهلیت در بین اعراب جاهلی تأیید می‌کند قرآن کریم است که در سوره مبارکه نساء آیه 19 می‌فرماید:[16] « یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا یَحِلُّ لَکُمْ أَنْ تَرِثُوا النِّساءَ کَرْهًا وَ لا تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا بِبَعْضِ ما آتَیْتُمُوهُنَّ إِلاّ أَنْ یَأْتینَ بِفاحِشَةٍ مُبَیِّنَةٍ وَ عاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ فَإِنْ کَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسى‏ أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئًا وَ یَجْعَلَ اللّهُ فیهِ خَیْرًا کَثیرًا‌‍؛ ای کسانی که ایمان آوریده‌اید بر شما حلال نیست که به زور زن‌ها را به ارث برید و بر آنان سخت می‌گیرید که برخی از آنچه را به ایشان داده‌اید باز پس گیرید، مگر آن‌که کار بد آشکار نمایند و با ایشان خوش‌رفتاری کنید اگر آنان خوشایندتان نیستند پس بسا باشد که چیزی نپسندید و خداوند در آن خیر بسیار گذاشته باشد.»

 

[1]. تاریخ الجاهلیه، دکتر عمر فروخ

[2]. تاریخ الجاهلیه، دکتر عمر فروخ

[3]. الیکان و الاغانی فی عصر الجاهلیه، ناصرالدین اسد

[4]. الکیان و الاغانی فی عصر الجاهلیه، ناصرالدین اسد

[5]. فرهنگ لاروس عربی

[6]. الکیان و الاغانی فی عصر الجاهلیه، ناصرالدین اسد

[7]. تاریخ الجاهلیه، دکترعمر فروخ

[8]. جاهلیت و اسلام، یحیی نوری

[9]. نساء/19

[10]. الکیان و الاغانی فی عصر الجاهلیه، ناصرالدین اسد، تفسیر طبری، ج18/93

[11]. تاریخ الجاهلیه، دکتر عمر فروخ

[12]. تاریخ الجاهلیه، دکتر عمر فروخ

[13]. تاریخ الجاهلیه، دکتر عمر فروخ

[14]. الغدیر، علامه امینی، ج2/120

[15]. جاهلیت در اسلام، یحیی نوری

[16]. جاهلیت در اسلام، یحیی نوری- تاریخ الجاهلیه، دکتر عمر فروخ


خرید و دانلود مقاله  زن و ازدواج موقت

اضطراب آشکار و پنهان اشپیل برگرSTAI

عنوان: اضطراب آشکار و پنهان اشپیل برگرSTAI

فرمت فایل: word

تعداد صفحات: 8

توضیحات

پرسشنامه اضطراب آشکار و پنهان STAI شامل مقیاس های جداگانه خود سنجی، برای اندازه گیری اضطراب آشکار و پنهان می باشد. مقیاسِ اضطرابِ آشکار ( فرم y-1 از STAI) شامل بیست جمله است که احساسات فرد را در «این لحظه و در زمانِ پاسخگویی» ارزشیابی می کند. مقیاس اضطرابِ پنهان فرم y-2 از STAI هم شامل بیست جمله است که احساسات عمومی و معمولیِ افراد را می سنجد. نمونه مقیاس ها در انتهای مبحث آورده شده است

توصیف پرسشنامهSTAI

اجرا و نمره گذاری

هنجاریابی و محاسبه پایایی و روایی آزمون

مقیاسِ اضطرابِ آشکار فرم y-1 از STAI

مقیاس اضطرابِ پنهان فرم y-2 از STAI

منابع


خرید و دانلود اضطراب آشکار  و پنهان اشپیل برگرSTAI

421 - خرید و دانلود تحقیق: بررسی معماری و بنای مسجد جامع قزوین - 15 صفحه فایل ورد

فهرست:

نگاهی به قزوین

معماری مسجد جامع قزوین

 

نگاهی به قزوین

قَزوین شهری در استان قزوین در ایران است. این شهر مرکز این استان و نیز مرکز شهرستان قزوین می‌باشد

استان قزوین؛ به سبب تاریخ غنی و سرنوشت پر فراز و نشیب تاریخی خود از بناهای باقدمت و با ارزشی برخورداراست که همگی دارای ارزش های جهانگردی هستند. ویژه گی های خاص جغرافیایی و باستانی, سابقه صدسال پایتختی ایران و روحیه هنرمندانه مردم این دیار, سبب وجود بناهای تاریخی و مکان های دیدنی بسیاری دراین استان شده است. موانع طبیعی مانند کوه های سربه فلک کشیده و دره های ژرف به انتخاب این سرزمین برای ایجاد استحکامات دفاعی و قلعه های استواردرطول تاریخ انجامیده و سبب شده مشهورترین قلعه های تاریخی ایران در این خطه از ایران شکل بگیرد. دیدارازسرزمین قلعه ها؛ گردشگران را به هزار توی تاریخ می برد و شوق دیداراز قلعه های اسرار آمیز و با شکوه حسن در گازرخان، لمبسر در رازمیان، بیدلان در شیرکوه، نویزر شاه در گرمارود، اوغلان قز قلعه در تارم و… همه ساله گردشگران بسیاری از خارج و داخل ایران را به این منطقه می کشاند.

مسجدهای مشهور, کهن و کم نظیری دراستان قزوین وجود دارد که شیوه های معماری و هنر دوره های مختلف را می توان در آن به نظاره نشست. مسجد جامع کبیر یکی از کهن ترین و کم نظیرترین مساجد ایران به شمار می رود که مناره‌های با شکوه، ایوان‌های بلند، گچ بری نفیس وساختمان با شکوه آن نشانگر بهترین سبک معماری دوره‌های سلجوقی و صفوی است. سبک ساختمان مسجد سنجیده, نشان می دهد که بنای اولیه آن آتشکده ای بوده که بعدها به مسجد تبدیل شده است. سردرعالی قاپو نیز یکی از بناهای مهم دوره صفویه در قزوین است که باعمارت‌ و باغ‌ زیبای خود میزبان گردشگران است.

مجموعه بازار قزوین با معماری جالب و قدیمی خود که به دوره صفویه منسوب می شود، یکی از مکان‌های دیدنی قزوین است که سراها و تیمچه های متعدد در آن مشغول عرضه انواع کالاها هستند. درحال حاضر ‌سرای سعدیه از وسیع‌ترین و کامل‌ترین سراهای بازار قزوین و سرای حاجی رضا؛ بنایی بسیار عالی و وسیع است که حیاطی بزرگ دارد. حضور مردم مختلف از صبح تا غروب در این بازار, نه تنها جلوه های زندگی عمومی را به نمایش گذاشته بلکه نیازهای خرید سوغاتی گردشگران را نیز برطرف می کند.

گازرخان از روستاهای معروف ناحیه الموت قزوین به شمار می رود که در آن بیش از هر چیز چهار چنار کهن سال در میان میدان ده جلب توجه می نماید و برای گردشگران جذاب و دیدنی است. برج‌های خرقان درمحوطه وسیعی به فاصله کمی از یک دیگر قرار گرفته‌اند و به جهت شباهتی که با هم دارند برای گردشگران جالب و دیدنی است. شهر


خرید و دانلود 421 - خرید و دانلود تحقیق: بررسی معماری و بنای مسجد جامع قزوین - 15 صفحه فایل ورد