
فهرست مطالب
عنوان صفحه
چکیده. 1
مقدمه. 2
قابلیت های تلویزیون.. 2
قدرت تلویزیون.. 3
قابلیت های کودک.... 3
ایدئولوژی حاکم بر تلویزیون.. 4
چشم انداز. 5
کارکردهای مثبت تلویزیون.. 6
1. پرکردن اوقات فراغت کودک.... 6
2. تلویزیون و اجتماعی شدن.. 6
3. تلویزیون و آموزش و یادگیری کودکان و جوانان.. 9
تلویزیون و تأثیر منفی آن بر کودک و نوجوان.. 10
1. تأثیر فیلم های مربوط به بزرگ سالان بر کودکان.. 10
2. اختلال بین فعالیت های کودکان.. 11
3. تأثیر آگهی های تلویزیونی.. 11
4. رواج خشونت... 12
راه های مقابله با کارکردهای منفی تلویزیون.. 14
نتیجه گیری.. 16
منابع. 17
بررسی تأثیر تلویزیون بر کودکان و نوجوانان
چکیده
یکی از مسائلی که از دیرباز، توجه اندیشمندان حوزه های گوناگون علوم انسانی را به خود جلب کرده و موجب قلم فرسایی این اندیشمندان شده، مسئله ی «رابطه ی تلویزیون با کودک و نوجوان» است. مقاله ی حاضر ابتدا به قابلیت های تلویزیون و برنامه های کودک و نوجوانان اشاره نموده، سپس برخی از تأثیرات مثبت و منفی تلویزیون بر کودکان و نوجوانان از جمله پرکردن اوقات فراغت، جامعه پذیری، یادگیری، اختلال در فعالیت های کودکان، و نیز تأثیر فیلم های مربوط به بزرگ سالان بر کودکان، و تأثیر آگهی های تلویزیونی و خشونت را مورد بررسی قرار داده و در پایان، راه کارهایی برای به حداقل رساندن کارکردهای منفی آن ارائه نموده است.
کلید واژه ها:تلویزیون، کودک،نوجوان، کارکرد، رسانه، اجتماع، اوقات فراغت، اجتماعی شدن.
مقدمه
روزها می گذرد و صنعت همچنان بر تعداد و تنوع تولیدات خود می افزاید و بدون وقفه، یکی یکی آنها را به دست انسان ها می سپارد و از دور، به نظاره ی عملکرد انسان ها با این تازه واردها می نشیند.
تلویزیون پدیده ای است عجیب که چندی است وارد زندگی انسان شده و به گونه ای معجزه آسا تقریبا همه ی خانه ها را اشغال کرده است؛ چنان که توجه بیشتر اندیشمندان را به خود معطوف داشته است. به همین دلیل، گروهی از پژوهشگران آن را وسیله ای برای نابودی جامعه ی انسانی می دانند. در مقابل، گروهی دیگر آن را وسیله ای برای سرعت بخشیدن و بالا بردن توانمندی بشر محسوب می دارند.
در این مقاله، سعی شده است رابطه ی تلویزیون و کودک و برخی از جنبه های تأثیرگذار تلویزیون بر کودک مورد بررسی قرار گیرد و در پایان، اشاره ای کوتاه بر چشم انداز تلویزیون و کودک داشته باشد.
پیش از ورود به اصل موضوع، لازم است به نکات ذیل توجه شود:
وقتی درباره ی تأثیر تلویزیون بر کودک سخن می گوییم، در واقع نظری دو بعدی را بیان می کنیم؛ به این معنا که مطلبی را درباره ی تلویزیون و مطلبی را درباره ی کودک بیان کرده ایم. بنابراین، لازم است هم قابلیت های کلی تلویزیون مورد نظر قرار گیرند و هم قابلیت های کلی کودک.
قابلیت های تلویزیون
کسی نمی تواند مدعی شود که تلویزیون برای کودکان صرفا خوب یا بد است. برای برخی کودکان در برخی شرایط، برخی برنامه های تلویزیونی زیان بخش است، برای سایر کودکان در همان شر ایط یا برای همان کودکان در شرایط دیگر، تلویزیون می تواند سودمند باشد. برای بیشتر کودکان در اغلب شرایط، بیشتر برنامه های تلویزیون خنثاست و زیان و یا سود خاصی ندارد؛ زیرا تلویزیون هم مثل دیگر مصنوعات بشری کارکردهای سه گانه در دو بعد آشکار و نهان دارد:
کارکردهای مثبت (نهان و آشکار)؛
کارکردهای منفی (نهان و آشکار)؛
کارکردهای خنثا (نهان و آشکار)؛
با توجه به این تقسیم بندی، تلویزیون نه صرفا عاملی است که زندگی طبیعی انسان ها را به خطر اندازد و نه وسیله ای است مطلقا برای پیشبرد اهداف بشر. در این زمینه، دیوید سالکید در گفت و گو با مجله ی لایف می گوید:
من روشن فکری هستم که نگران تلویزیون است. برخی چیزهای خوب در آن است. این چیزهای خوب مثل جزایری مرجانی در اقیانوسی از زباله هستند... . تلویزیون مرا دیوانه کرده است؛ چرا که واقعا دوستش دارم، در حالی که چیز کثیفی است؛ مثل زن بسیار زیبایی که نفرت انگیز به نظر می رسد. تنها [راه ] درست کردن آن (تلویزیون) تهذیب گروهی است که تلویزیون را اداره می کنند.
قدرت تلویزیون
تلویزیون از یک سو، رسانه ای است که همه ی قوای ادراکی انسان (عقل، خیال و وهم) را تحت تأثیر قرار می دهد. از این رو، یکی از ویژگی های متمایز کننده ی تلویزیون کیفیت و جذابیت آن است. این ویژگی، جزو جداناشدنی این رسانه است. تمرکز و توجه چشم و گوش را می طلبد، توجه را به حرکت در یک فضای کوچک معطوف می کند. این جعبه ی جادویی کنار میز غذاخوری و یا هر جایی که مناسب تر تشخیص داده شود، قرار داده می شود. استفاده کننده از تلویزیون به بیرون رفتن از خانه و تهیه ی بلیط نیاز ندارد، بدون آنکه از صندلی خود بلند شود، می تواند با استودیو، صحنه های نمایش و دوربین های خبری در دور دست ها ارتباط دیداری و شنیداری برقرار کند. همچنین تلویزیون تصاویری پویا به شکل نمادین، همراه با زبان و صدا و موسیقی منتقل می کند. از این رو، کلیه ی شرایط لازم برای توجه و جذب در این رسانه فراهم آمده است و این ویژگی تلویزیون را به قدرتمندترین رسانه ی جمعی از سایر رسانه ها متمایز می کند.
بنابراین، از طریق تجربه کردن روش نمادینی که رسانه های گوناگون را از یکدیگر متمایز می کنید، کودکان این امکان را به دست می آورند تا آن دسته از مهارت های لازم فکری را کسب کنند که موجب شود با تأثیر بیشتری از طریق آن رسانه ها یاد بگیرند. یادگیری از طریق رسانه ها، بستگی به پرورش کافی رفتارهای مربوط به مهارت های کلی و نیز مهارت هایی دارد که برای استفاده از رسانه ای خاص به شکل ویژه مورد نیاز است. از سوی دیگر، تلویزیون وسیله ای برای بمباران اطلاعات است، وهمین دو علت تأثیرات تلویزیون بسیار عمیق و ماندگار است.
قابلیت های کودک
«کودک» به فرد دارای سنین بین 2/5- 12 سال گفته می شود. بنابراین، با توجه به این شرایط سنی:
1. کودک نسبت به تلویزیون، هم فعال است و هم منفعل. کودک نسبت به تلویزیون این توانایی را دارد که گزینشی برخورد کند. البته هر قدر کودک بزرگ تر می شود این ویژگی بارزتر می گردد.
2. ذهن انسان در دوران کودکی و نوجوانی کاملا تأثیرپذیر است و به راحتی شرطی می شود.
3. اولین تجربه ی مستقیم کودک تلویزیون، عموما از دو سالگی شروع می شود؛ ابتدا به صورت تقلیدی، بعد به صورت اختیاری و در نهایت، در سه سالگی انتخابگر می شود.
4. سن 2/5 سالگی میانگین سن تماشای منظم در کودکان است.
5. در سن 6 سالگی، کودک معمولا با تمامی رسانه های سمعی و بصری آشنا می شود و دل بستگی و ارجحیتی قوی در مورد برنامه های تلویزیونی در وی ایجاد می گردد.
6. توجه کودک به صفحه ی تلویزیون نه پیوسته است و نه منفعل. میزان توجهی که کودکان حاضرند به هر برنامه مبذول دارند به طور مستقیم، بستگی دارد به اینکه سمعی - بصری بودن آن، معنای خاصی برایشان داشته باشد و یا زمان کافی در اختیار آنها قرار بگیرد تا معنا و مفهوم مورد نظر را جذب کنند. از این نگاه، شکل برنامه ها اهمیت بسیاری دارد.
7. برخی از عواملی که موجب می شوند توجه کودک دوباره به صفحه تلویزیون برگردد عبارت از: الف. آشنایی قبلی با صداها یا موسیقی، در صورتی که آنچه اتفاق می افتد از نظر بصری نیز مورد علاقه واقع شود. ب. تغییر بلندی و کوتاهی صدا؛ 3. صدای بچه ها؛ 4. جلوه های ویژه صدا؛ 5. صداهای غیرعادی؛ 6. خنده؛ 7. صدای زنانه؛ 8. موسیقی های گوناگون.
با توجه به نکات مزبور، می توان گفت: مدت قریب ده سال از دوران ارزشمند عمر برای تماشای برنامه های تلویزیونی، آن هم با شگردهایی که صاحبان قدرت، میزان تأثیرگذاری بر کودک را به شدت افزایش می دهند، زمان بسیار زیادی است تا کودک طی این زمان، به آنچه آنها می خواهند، مبدل گردد.
ایدئولوژی حاکم بر تلویزیون
تلویزیون به عنوان وسیله ای برای شکل دادن افکار عمومی، با زیر پوشش قرار دادن معضلات اجتماعی و مسائل مربوط به سیاست داخلی و خارجی و همچنین با عرضه ی برنامه های تفریحی و نمایشی اش، نقش خود را می نمایاند، بدون توجه به نوع برنامه ای که از آن پخش می شود؛ مجله های خبری، موسیقی ها، مسابقه های تلویزیونی، نمایش مجموعه ها و مانند آن.
این وسیله ی ارتباطی در هر حال، ملزم به ارائه ی یک پیام ایدئولوژیک است. تعدد و گوناگونی روش ها و فنونی که به وسیله ی برنامه سازان به کار گرفته می شود و در واقع بیانگر مجموعه ای از اصول و گرایش ها ایدئولوژیک حاکم بر تلویزیون و یا به تعبیر دیگر، مبین آن وظایف اصلی است که در زمینه ی ایدئولوژی از سوی طبقه ی حاکم بر تلویزیون تعیین می شود. این ایدئولوژی منعکس کنندهی وضع ملی، فرهنگی و سیاسی خاص هر کشور است.
برای مثال، ایدئولوژی حاکم بر تلویزیون های غرب، سرمایه داری است که آن را به عنوان یک نظام و روش زندگی ارج نهاده است و تمام فعالیت ها، نه تنها تلویزیون بلکه تمام رسانه ها باید در این زمینه باشند.در تاریخ آمریکا، بارها مشاهده شده که کسانی که حتی کوچک ترین بی توجهی به این ایدئولوژی حاکم داشته اند دچار ورشکستگی شده اند. بنابراین، این یک قانون کلی است.
در کشور ما نیز ایدئولوژی حاکم بر تلویزیون، باید از نظام حاکم - یعنی نظام جمهوری اسلامی - اتخاذ شده باشد و جهت گیری آن در راستای تقویت دین باشد. از این رو، متولیان رسانه ها، بخصوص تلویزیون، باید تخصص، تعهد و تدین داشته باشند.
چشم انداز
اگر از تلویزیون به یک «دانشگاه عمومی» تعبیر شود که همه ی اقشار جامعه را از هر طیف سنی که باشند زیر پوشش قرار می دهد، سخن گزافی نیست. از این رو، لازم است برای جهت دهی به برنامه های آن، هر چه بیشتر سرمایه گذاری شود.
در نظام جمهوری اسلامی، به دلیل حاکم بودن احکام الهی بر این نظام، نباید تلویزیون به عنوان یک منبع درآمدزا محسوب شود. اگر چنین تفکری بر این رسانه ی مهم حاکم شود - هر چند برای جبران کمبود هزینه های لازم - بر کارکردهایی که انتظار می رود که رسانه در نظام اسلامی داشته باشد، اثر منفی خواهد گذاشت.
شاید یکی از آفت های مهمی که در کشور ما در کمین این رسانه نشسته، مبحث به وجود آمدن تلویزیون های خصوصی است. «قدرت طلبی» و «سرمایه داری» دو زنجیر بزرگی هستند که بسیاری از انسان های بزرگ و کوچک را به اسارت کشیده اند. بنابراین، احتمال اینکه برخی افراد سرمایه دار و قدرت طلب متولی این امر شوند زیاد است و به فرض اینکه برخی از آنان از قدرت طلبی و سرمایه داری مبرا باشند، در گوشه و کنار افرادی وجود دارند که جهت و سوی این رسانه ی قدرتمند را به جهت های مطلوب خود معطوف نمایند.
بنابراین، به احتمال قوی، متولیان این امر آگاهانه یا ناآگاهانه اسیر این زنجیرها می گردند. از این رو، به نظر می رسد این تفکر خطر بزرگی را به دنبال دارد که نباید از آن غافل ماند.
اکنون با توجه به مقدمات مذکور، از میان کارکردهای چندگانه، فقط برخی از کارکردهای مثبت و منفی که اهمیت بیشتری دارند، ذکر می شوند:


127-بررسی اثر میانقاب مصالح بنایی بر پاسخ لرزهای یک قاب بتن مسلح چهار طبقه