
چکیده:
باورهای غیرعقلانی و تحریف های شناختی در روان شناسی، اصطلاحی است که از نظریه دو روان درمانگر آمریکایی به نام های "آلبرت الیس" و "آرون بک" گرفته شده استکه اشاره به اختلال تفکر افراد در درک واقعیات دارد. هدف اساسی روان درمانی، تغییر نوع تفکرات بیماران روانی درباره خودشان و مردم و زندگی و مشکلاتی است که قبلاً از مقابله با آن ها عاجز بوده اند و همین موجب اضطراب و اختلالات روانی شان می شده است. قرآن کریم، نیز علاوه بر اشاره به علل و موانعی که باعث اختلال در تفکر افراد و درک حقایق می شود، راهکارهای درمانی وشیوه های اصلاح آن را بیان فرموده است. پژوهش حاضر درصدد است که به روش تطبیقی، ضمن بررسی باورهای غیرعقلانی و تحریف های شناختی در نظریه "آلبرت الیس" و "آرون بک" و بازیابی آن در مفاهیم قرآن، به میزان هم پوشانی این دو حوزه، در تبیین موضوع فوق دست یابد؛ و لذا پس از ارائه کلیات، در فصل اول پس از پرداختن به مساله شناخت در لغت و اصطلاح، به بررسی شناخت در سه حوزه فلسفه، روان شناسی و قرآن سامان یافته است؛ و در فصل دوم، به بررسی باورهای غیرعقلانی که شامل ده باور غیر منطقی و نه تحریف شناختی که در روان شناسی نقل و تبیین گردیده است، پرداخته شده است؛ و در آخر این فصل(فصل دوم)، مبنای فلسفی نظریه "الیس" و "بک"، با آموزه های دین اسلام، مورد نقد و بررسی قرار گرفته شده است. در فصل سوم که مهمترین بخش این پژوهش می باشد، پس از نقد و بررسی تطبیقی یکایک باورهای غیرعقلانی و تحریف های شناختی از منظر قرآن، به اشتراکات و مفترقات دیدگاه قرآن و روان شناسی پرداخته شده است؛ و در پایان بدین نکته راه یافته که در تطبیق باورهای غیرعقلانی و تحریف های شناختی در دو حوزه فوق، مشترکات بیش از مفترقات است و یافته های بشری، بسیار شبیه داده های وحیانی است؛ و چون علم، اساساً بیان هست ها و نیست هاست، از این رو ارتباط با معنویت در بیان ارزش ها و بایدها و نباید های آن، نقش بسیار موثری در مقابله با باورهای غیرعقلانی و تحریف های شناختی دارد.
کلید واژه ها: قرآن، روان شناسی، باورهای غیرعقلانی و تحریف های شناختی.
فهرست مطالب:
مقدمه........................................... 1
کلیات تحقیق....................................... 3
بیان مساله..................................... 4
هدف و ضرورت تحقیق............................... 5
پیشینه تحقیق.................................... 5
پرسش های تحقیق.................................. 6
مفروضه ها...................................... 6
روش تحقیق....................................... 7
فصل اول: بررسی مساله شناخت در فلسفه، روان شناسی و قرآن 8
1-1. شناخت در فلسفه............................. 9
1-1-1. شناخت در لغت و اصلاح..................... 9
1-1-2. مفهوم شناخت............................ 10
1-1-3. حقیقت شناخت............................ 10
1-1-4. شناخت در فلسفه اروپا................... 11
1-1-5. شناخت در فلسفه اسلامی................... 12
1-1-5-1. بررسی مساله خطاها در فلسفه اسلامی... 13
1-2. شناخت در روان شناسی....................... 15
1-2-1. تعریف علم روان شناسی................... 15
1-2-2. روان شناسی شناختی...................... 15
1-2-3. بررسی دو نظریه شناخت در روان شناسی..... 17
1-3. شناخت در قرآن............................. 19
1-3-1. امکان شناخت و ارزش آن از منظر قرآن..... 19
1-3-1-1. امکان شناخت خدا.................... 22
1-3-1-2. امکان شناخت نفس.................... 23
1-3-2. ابزارهای معرفت در قرآن................. 24
1-3-3. راه های شناخت در قرآن کریم............. 24
1-3-4. شرایط معرفت از منظر قرآن............... 27
1-3-5. عوامل بازدارنده از شناخت صحیح در قرآن. 29
1-3-5-1. تعصب و تقلید کورکورانه............. 31
1-3-5-2. ظن و گمان......................... 32
1-3-5-3. تمایلات و هواهای نفسانی.............. 34
فصل دوم: باور های غیر منطقی و تحریف های شناختی در حوزه روان شناسی36
2-1. باور های غیر منطقی در حوزه روان شناسی..... 38
2-1-1. درمان عقلانی- عاطفی- رفتاری آلبرت الیس... 38
2-1-1-1. تاریخچه تحول فکر الیس............... 39
2-1-1-2. عوامل بنیادی در نظریه الیس......... 40
2-1-1-3. ماهیت انسان در نظریه الیس.......... 41
2-1-1-4. اضطراب و بیماری های روانی در نظریه الیس41
2-1-1-5. باور های غیر منطقی در نظریه الیس... 41
2-1-1-6. راه های مقابله با باور های غیر منطقی در نظریه الیس 44
2-2. تحریف های شناختی در حوزه روان شناسی........ 46
2-2-1. شناخت درمانی........................... 46
2-2-1-1. تاریخچه شناخت درمانی............... 47
2-2-1-2. عوامل نظری موثر بر شناخت درمانی بک. 49
2-2-1-3. تحریفهای شناختی در نظریه شناخت درمانی50
2-2-1-4. راهکارهای مقابله با تحریفهای شناختی در شناخت درمانی51
2-3. شباهتها و تفاوتهای درمان عقلانی-عاطفی-رفتاری الیس و شناخت درمانی بک...................................... 55
2-4. نقد و بررسی مبنای فلسفی نظریه "الیس" و "بک" با آموزه های دینی........................................... 56
2-4-1. مبانی نظری امور اخلاقی رواقیون.......... 56
2-4-2. جایگاه عقل و اراده در آموزه های دین اسلام58
فصل سوم: بررسی تطبیقی باورهای غیر عقلانی و تحریفهای شناختی در حوزه روان شناسی از منظر قرآن......................... 64
3-1. تطبیق و بررسی باورهای غیر عقلانی در حوزه روان شناسی از منظر قرآن........................................... 67
3-1-1. باور غیر عقلانی شماره یک................. 67
3-1-1-1.تبیین این باور در روان شناسی........ 67
3-1-1-2. نقد و بررسی تطبیقی................. 68
3-1-1-2-1. دیدگاه شناختی-رفتاری قرآن نسبت به شخصیت مومنان 69
3-1-1-2-2. دیدگاه شناختی-رفتاری قرآن نسبت به شخصیت منافقان 74
3-1-2. باور غیر عقلانی شماره دو................. 79
3-1-2-1. تبیین این باور در روان شناسی....... 79
3-1-2-2. نقد و بررسی تطبیقی................. 80
3-1-2-2-1. دیدگاه شناختی قرآن مبنی بر عدم کمال گرایی فرد در انجام امور؛ تکلیف افراد به اندازه قدرت و توانایی آن ها 83
3-1-2-2-2. دیدگاه رفتاری قرآن مبنی بر عدم خودستایى و کمال گرایی فرد........................................ 84
3-1-2-2-3. دیدگاه شناختی قرآن مبنی بر عدم باید اندیشی فرد در انجام امور؛ وابستگی و اضطرار انسان به خدا .. 86
3-1-2-2-4. دیدگاه رفتاری قرآن مبنی بر عدم تکلف مؤمن در عمل، سخن و معاشرت............................... 87
3-1-3. باور غیر عقلانی شماره سه................ 89
3-1-3-1. تبیین این باور در روان شناسی....... 90
3-1-3-2. نقد و بررسی تطبیقی................. 91
3-1-3-2-1. دیدگاه شناختی قرآن مبنی بر عدم اذیت شدن فرد در برابر عملکرد افراد؛ مسئولیت هر فرد در قبال وظیفه اش93
3-1-3-2-2. دیدگاه رفتاری قرآن مبنی بر عدم اذیت شدن فرد در برابر عملکرد افراد؛ مومنان و انجام امر به معروف و نهی از منکر94
3-1-4. باور غیر عقلانی شماره چهار............... 99
3-1-4-1. تبیین این باور در روان شناسی....... 99
3-1-4-2. نقد و بررسی تطبیقی................. 99
3-1-4-2-1. دیدگاه شناختی قرآن نسبت به شخصیت مومنان مبنی بر عدم مطابقت امور با خواسته و تمایل فرد؛ تسلیم در برابر حق100
3-1-4-2-2. دیدگاه رفتاری قرآن نسبت به شخصیت مومنان مبنی بر عدم مطابقت امور با خواسته و تمایل فرد؛ نهراسیدن مومنان از شکست در امور(واقعیات)............................. 102
3-1-4-2-3. دیدگاه شناختی-رفتاری قرآن نسبت به شخصیت مشرکان و منافقان مبنی بر عدم مطابقت امور با خواسته و تمایلشان؛ اضطراب، نگرانی و عکس العمل لجوجانه آنان............ 103
3-1-5. باور غیر عقلانی شماره پنج............... 106
3-1-5-1. تبیین این باور در روان شناسی...... 106
3-1-5-2. نقد و بررسی تطبیقی................ 107
3-1-5-2-1. دیدگاه شناختی قرآن مبنی بر عدم ناتوانایی فرد در کنترل هیجان و احساسش؛ اطاعت خدا، عامل افزایش استقامت107
3-1-5-2-2. دیدگاه رفتاری قرآن مبنی بر تسلط شخصیت مومنان بر کنترل هیجانات و احساساتشان................. 108
3-1-5-2-3. دیدگاه شناختی-رفتاری قرآن مبنی بر عدم توانایی کافران و منافقان بر کنترل هیجانات و احساساتشان111
3-1-6. باور غیر عقلانی شماره شش................ 115
3-1-6-1. تبیین این باور در روان شناسی...... 115
3-1-6-2. نقد و بررسی تطبیقی............... 116
3-1-6-2-1. دیدگاه شناختی قرآن مبنی بر عدم اضطراب و نگرانی؛ امنیت و آرامش واقعی در سایه ایمان......... 118
3-1-6-2-2. دیدگاه رفتاری قرآن مبنی بر عدم اضطراب و نگرانی؛ انجام اعمال صالح............................ 122
3-1-6-2-3. دیدگاه عاطفی- معنوی قرآن مبنی بر عدم اضطراب و نگرانی.................................... 123
3-1-6-2-3-1. یاد خدا، مایه آرامش دل...... 123
3-1-6-2-3-2. دعا و نیایش................. 125
3-1-6-2-3-3. توبه و استغفار.............. 125
3-1-7. باور غیر عقلانی شماره هفت............... 128
3-1-7-1. تبیین این باور در روان شناسی..... 128
3-1-7-2. نقد و بررسی تطبیقی................ 128
3-1-7-2-1. دیدگاه شناختی-رفتاری قرآن، نسبت به شخصیت مومنان؛ پذیرش مسئولیت، معیار درست و آسوده زندگی کردن128
3-1-7-2-2. دیدگاه شناختی-رفتاری قرآن نسبت به شخصیت کافران و منافقان؛ عدم پذیرش مسولیت، واکنشی همراه با اضطراب و نگرانی.......................................... 133
3-1-8. باور غیر عقلانی شماره هشت............... 137
3-1-8-1. تبیین این باور در روان شناسی...... 137
3-1-8-2. نقد و بررسی تطبیقی................ 138
3-1-8-2-1. دیدگاه شناختی قرآن مبنی بر بینش درست افراد؛ ایمان به خداوند، سبب رفع نگرانى در برابر مصائب گذشته138
3-1-8-2-2. دیدگاه رفتاری قرآن مبنی بر اصلاح رفتار منفی فرد؛ توبه و اصلاح خویشتن......................... 139
3-1-9. باور غیر عقلانی شماره نه................ 142
3-1-9-1. تبیین این باور در روان شناسی..... 143
3-1-9-2. نقد و بررسی تطبیقی................ 143
3-1-9-2-1. دیدگاه شناختی قرآن مبنی برعدم مواخذه فرد در برابر اعمال دیگران؛ حفظ خویشتن................... 144
3-1-9-2-2. دیدگاه رفتاری قرآن نسبت به شخصیت مومنان و مسئولیت پذیری آنان در برابر کارهای ناشایست دیگران؛ مومنان و انجام امر به معروف و نهی از منکر..................... 146
3-1-10. باور غیر عقلانی شماره ده............... 150
3-1-10-1. تبیین این باور در روان شناسی..... 150
3-1-10-2. نقد و بررسی تطبیقی............... 151
3-1-10-2-1. مومنین و شادمانی با تعهد و احساس رضایت155
3-1-10-2-2. منافقان و شادی عاری از تعهد و مسئولیت 157
3-1-10-2-3. و سرور و شادمانی عاری از تعهد کافران 158
3-2. تطبیق و بررسی تحریفهای شناختی در حوزه روان شناسی از منظر قرآن.............................................. 160
3-2-1. تحریف شناختی شماره یک: ذهن خوانی........ 160
3-2-1-1. تبیین این تحریف شناختی در روان شناسی160
3-2-1-2. نقد و بررسی تطبیقی................ 161
3-2-2. تحریف شناختی شماره دو: پیش بینی منفی (پیش گویی ذهنی و گفتاری)...................................... 164
3-2-2-1. تبیین این باور در روان شناسی...... 164
3-2-2-2. نقد و بررسی تطبیقی................ 164
3-2-3. تحریف شناختی شماره سه: فاجعه سازی...... 168
3-2-3-1. تبیین این باور در روان شناسی...... 169
3-2-3-2. نقد و بررسی تطبیقی................ 170
3-2-4. تحریف شناختی شماره چهار: بر چسب زدن..... 175
3-2-4-1. تبیین این باور در روان شناسی...... 175
3-2-4-2. نقد و بررسی تطبیقی................ 176
3-2-5. تحریف شناختی شماره پنج: نادیده گرفتن جنبه های مثبت 179
3-2-5-1. تبیین این باور در روان شناسی...... 179
3-2-5-2. نقد و بررسی تطبیقی................ 179
3-2-6. تحریف شناختی شماره شش: تعمیم افراطی..... 183
3-2-6-1. تبیین این باور در روان شناسی...... 184
3-2-6-2. نقد و بررسی تطبیقی................ 184
3-2-7. تحریف شناختی شماره هفت: تفکر دو قطبی.... 187
3-2-7-1. تبیین این باور در روان شناسی...... 187
3-2-7-2. نقد و بررسی تطبیقی................ 187
3-2-8. تحریف شناختی شماره هشت: شخصی سازی (استدلال هیجانی) 190
3-2-8-1. تبیین این باور در روان شناسی...... 190
3-2-8-2. نقد و بررسی تطبیقی................ 191
3-2-9. تحریف شناختی شماره نه: بزرگ نمایی یا کوچک نمایی امور 193
3-2-9-1. تبیین این باور در روان شناسی...... 193
3-2-9-2. نقد و بررسی تطبیقی................ 194
نتیجه گیری.................................... 198
فهرست منابع................................... 202
الملخص......................................... 209
abstract......................................... 210
مقدمه
آن چه ما به الامتیاز انسان از دیگر موجودات است، قوه عقل، تفکر و اندیشیدن می باشد؛ و به واسطه همین قوه منحصر به فرد، انسان راه سعادت و کامیابی را یافته، به طریق هدایت و رستگاری راه می یابد. البته در صورتی که از این قوه به طریق صحیح استفاده نماید و این نعمت خداداد را در مسیر انحراف و اشتباه به کار نیندازد. باورهای غیر عقلانی و تحریف های شناختی در حوزه روان شناسی، بر اختلال تفکر فرد در درک واقعیات تاکید دارد و درمانگران این دو نظریه، راهکارهایی جهت مقابله با این عقاید نامعقول ارائه می دهند.
از سوی دیگر، اسلام در رسالت جهانی خویش، وظیفه پاسخگویی به تمام موضوعات مورد نیاز بشر را دارا میباشد. شهید صدر معتقد است که موضوعات مورد نیاز بشر که در دین مطرح گردیدهاند، باید در دنیای واقع بررسی شوند تا به غنیسازی اندیشهها و یافتههای بشری کمک رسانند. به بیان دیگر، مفسر یا تحلیلگر باید در پرتو یافتههای خویش، با نگاهی پرسشگرانه و با هدف پاسخیابی فعال و پویا رو به سوی قرآن نشسته و دیدگاه قرآن را از میان مقایسه نص آن با نتایج و یافتههای اندیشه بشری دریافت نماید. و لذا، نظریه قرآن درباره عناوین مختلف اعتقادی، اجتماعی و جهانی با پیشرفت زمان پدید میآید و از طریق مجموعه تجارب یافته شده از علوم روز جامعه، در تبادل اطلاعات با قرآن و محاوره و گفت و گوی با آن، نتایجی حاصل میگردد که میتوان با آنها نیازها و سوالات بشر متمدن امروزی را پاسخ داد و بدین ترتیب مفاهیم عمیق قرآن را در بطن جامعه به طور آشکارتری ظاهر نمود.[1]
در حقیقت از آن جا که پژوهش در علوم انسانی ( به منظور شناخت، برنامه ریزی و ضبط و مهار پدیدههای انسانی) در راستای سعادت واقعی بشر ضرورتی انکارناپذیر است و استفاده از عقل و آموزههای وحیانی در کنار دادههای تجربی و عینی، شرط اساسی پویایی، واقع نمایی و کارایی این گونه پژوهشها در هر جامعه است، به همین دلیل، این پژوهشگر قصد دارد در تفسیر موضوعات قرآنی، یافتهها و تحقیقات دانشمندان علوم انسانی را(با موضوع بررسی تحریف های شناختی و باورهای غیر عقلانی) بر قرآن عرضه نماید و ضمن بهرهگیری از آنها، به پاسخگویی سوالات و شبهات روز بپردازد و تنها در این صورت است که رهیافتهای بشری استفاده بهینهای دارد و قابلیت آن را دارد که بشر را در بعد معرفتی به سمت تکامل معنوی خویش سوق داده و در مقابل موانع و عوامل بازدارنده مصونیت بخشد.
نکاتی که در پژوهش حاضر رعایت شده عبارتند از:
استفاده از کتاب های روان شناسی در زمینه باورهای غیر منطقی و تحریف های شناختی.
استفاده از تفاسیر مختلف شیعه علی الخصوص تفسیر نمونه که تفسیری اجتماعی است و به موضوعات مطرح در جامعه اشاره دارد.
استفاده از ترجمه قرآن آیة الله مکارم شیرازی.
استفاده از نرم افزارهای جامع تفاسیر نور و دانش نامه معارف قرآن 2.
آن چه در زندگی انسان بیش از هر چیز ضرورت دارد، شناخت نیک و بد و آن چه باید انجام دهد و آن چه باید ترک کند، و به عبارت بهتر درک هست ها و نیست ها و بایدها و نبایدهاست؛ و هر انسان آگاهی میداند که بدون انواعی از شناختها و برخورداری از درک آنچه که در قلمرو درونی و بیرونی او میگذرد، زندگی امکانپذیر نیست. لذا اندیشیدن، یکی از پیچیده ترین خصایص آدمی است که حتی یک لحظه نیز او را به خود وا نمیگذارد و حتی در خواب نیز این مکانیسم از فعالیت باز نمی ماند. تفکر همواره در معرض اشتباه قرار دارد؛ چون گاهی عوامل بازدارندهای متعرض جریان تفکر میشوند که میان تفکر و وصول انسان به حقیقت، مانع ایجاد میکنند؛ و هرگاه موانع و بازدارندههای تفکر به طور متراکم بر انسان فشار آورند، اندیشه انسان دچار جمود میشود.
روانشناسی شناختی، شاخهای از روانشناسی است که به مطالعه فرایندهای ذهنی شامل چگونگی تفکر، درک یادآوری و یادگیری افراد میپردازد. امروزه، نظریات شناختی مرتبط با رفتارهای غیر عادی به عنوان یکی از رویکرد های مطرح در روان شناسی بالینی شناخته شده است. این دیدگاه بر اهمیت و تاثیر شناختها، برداشت و تفکرات و باورهای افراد در ایجاد و تداوم اختلالات روانی تاکید دارد. باورهای غیر منطقی، عقایدی است که در نگرش و برداشتهای افراد شدیداً بر اجبار، الزام و وظیفه تاکید میکند. "آلبرت الیس"، یکی از روانشناسان شناختی است که"رفتار- درمانی- عقلانی- هیجانی"را در دهه 1950مطرح نمود. او تفکر غیرمنطقی را اندیشه باطل وهمی و خیالی میداند که اختلالاتی در طرز تفکر، استدلال و در برخورد با حالات فرد یا مسائل زندگی او ایجاد میکند. تحریفات شناختی به معنای عدم شناخت صحیح واقعیتها و قدرت کنترل فکر است که اختلالاتی در طرز تفکر، استدلال و در برخورد با حالات فرد یا مسائل زندگی او ایجاد میکند و اولین بار توسط "آرون بک"(1976) مطرح شد و "شناخت درمانی" توسط او ابداع گردید. کانون شناخت درمانی، شناخت عقاید تحریف شده و تغییر فکر ناسازگارانه به کمک برخی فنون است که شامل فنون عاطفی و رفتاری میشود. به نظر"الیس" و "بک"، افراد با تغییر دادن مفروضات نادرست میتوانند تغییرات مهمی در خود ایجاد کنند و بر اختلالات روانی خویش فائق آیند. و لذا رویکرد شناختی در روانشناسی مورد توجه بسیاری از متخصصان قرار گرفته است.
قرآن کریم، حدود 730 آیه درباره شناخت، انواع و ابعاد، وسایل، انگیزه ها و نتایج آن را مطرح نموده است. شناخت از دیدگاه قرآن، آن روشنایی است که حیات معقول آدمی را تفسیر می نماید و آن را از زندگی معمولی نامعقول جدا می کند.
این پژوهش نیز به فراخور گنجایش خویش درصدد است، با تحقیق در یکی از موضوعات مطرح در جامعه یعنی "تحریف های شناختی و باورهای غیرعقلانی افراد از منظر روانشناسی و قرآن" را دنبال نماید تا روشن شود که آیا میتوان برخی از مشکلات بشر متمدن امروزی را در علم روانشناسی بررسی نمود؟ و سپس رهیافت های به دست آمده را با متن قرآن مقایسه نمود و نظر قرآن را در آن امور، استخراج کرد.
مجهز شدن همه افراد به راهبردهای مقابله با تحریف های شناختی و افکار غیر منطقی که فرایندی شناختی است، اهمیت فراوانی دارد. هدف این تحقیق، بررسی تحریفهای شناختی و باورهای غیر منطقی در حوزه روان شناسی از منظرقرآن است؛. و از آن جایی که در مبانی اعتقادی ما مسلمانان، شیوه های درمانی هم وجود دارد و طبیعتاَ کشف این مبانی و همسویی آن ها با نظریات درمانی و مشاوره ای به مشاورین و متخصصین کمک خواهد کرد که از یافتههای متناسب این فرهنگ و مرز و بوم استفاده نمایند، لذا پژوهشگر این ضرورت را در جامعه ملزم میداند.
نظام های اعتقادی و تفکر، نقش مهمی در تعیین رفتار و احساسات و تاثیر گذاری بر آن ها دارند"آلبرت الیس" و "آرون بک" این دو درمانگر شناختی بر اهمیت و تاثیر شناختها، برداشت و تفکرات و باورهای افراد در ایجاد و تداوم اختلالات روانی تاکید دارند؛ لذا در کتاب هایشان، خطاهای شناختی افراد را با ذکر مثال تبیین می نمایند و راهکارهای شناختی رفتاری برای درمان تفکرات غیر منطقی افراد ارائه می کنند؛ از جمله کتاب "زندگی عاقلانه" و یا کتاب "هیچ چیز نمی تواند مرا ناراحت کند؛ آره هیچ چیز" از "آلبرت الیس"، کتاب "شناخت درمانی و مشکلات روانی" و یا کتاب "عشق هرگز کافی نیست"از "آرون بک".
در برخی کتب روان شناسی، دیدگاه "الیس" و "بک" مورد بررسی قرار گرفته است؛ از جمله در کتاب " نظریه های روان درمانی و مشاوره " از ریچارد اس شارف.
در زمینهتحریفهای شناختی و باورهای غیر منطقی، مقالات و پایان نامه هایی نیز نوشته شده که بیشتر آن ها به صورت آزمایشی کار شده است. از جمله مقاله ای با عنوان "ارتباط باورهای غیر منطقی مادران با مشکلات رفتاری دختران دبیرستانی آن ها"، از سید حسین سلیمی و دیگران، در فصل نامه "روان شناسی کاربردی"، سال سوم، شماره1(9)، بهار 1388،صفحه 46-57، که در این مقاله 420 دختر دبیرستانی با مشکلات رفتاری مورد بررسی قرارگرفته اند. یا پایان نامه ای با عنوان "اثر بخشی تحریف های شاخص بر افزایش رضایت زناشویی زوجین بر اساس رویکرد شناخت درمانی بک"، از جلال کرمی، در دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی دانشگاه علامه طباطبایی تهران، سال 1386؛ که در این پایان نامه تعدادی از زوجین با آموزش جلسات اصلاح تحریف های شناختی مورد بررسی قرار گرفته اند.
در نقد و بررسی تطبیقی تحریفهای شناختی و باورهای غیر منطقی در حوزه روان شناسی از منظر قرآن، کتاب و یا مقاله و یا پایان نامه خاصی نوشته نشده است.
-تحریف های شناختی و باورهای غیرمنطقی در روان شناسی و قرآن چگونه تبیین شده اند؟
-عوامل و پیامدهای تحریف های شناختی و باورهای غیرمنطقی از منظر روان شناسی و قرآن چیست؟
-راهکارهای درمان تحریف های شناختی و باورهای غیرمنطقی از منظر روان شناسی و قرآن چگونه ارائه شده است؟
-تحریف های شناختی و باورهای غیر منطقی در روان شناسی، اشاره به اختلال فرآیند تفکر افراد دارد؛ و تاکید می کند که این امر، باعث عدم انطباق تفکر با واقعیت بیرونی می شود. تحریف های شناختی و باورهای غیر منطقی از منظر قرآن، به معنای عدم شناخت و آگاهی صحیح فرد در درک واقعیتها است.
-خود کم بینی و احساس حقارت، باید اندیشی و کمال گرایی، از جمله عواملتحریف های شناختی و باورهای غیرمنطقی در روان شناسی می باشد. عدم بصیرت و آگاهی، ظن و گمان، تمایلات و هواهای نفسانی از مهمترین عوامل عدم شناخت صحیح(تحریف های شناختی و باورهای غیر منطقی) در قرآن می باشد. ترس، اضطراب، افسردگی، وسواس، دوگانگی شخصیت و سایر ضایعات روانی، پیامد عادات منفی طرز تفکری است که در روانشناسی تبیین شده است.ترس، وحشت و اضطراب، شک و تردید، محرومیت از خویشتن و خودسازی، وسواس، ناتوانی در اتخاذ تصمیم و دوگانگی شخصیت، پیامدهای تحریف های شناختی و باورهای غیر منطقی افراد از منظر قرآن می باشد.
-تفکر جایگزین یا متعادل، جدا کردن فرضیهها و پیشبینیها از واقعیتها، ایجاد احساس رضایتمندی و پرورش انگیزه خودباوری، مثبت اندیشی، خودکفایی، استفاده از تصویر و تلقین ذهنی، افزایش مهارتهای اجتماعی و ارتباطی و آرامش درمانی، مواردی از راهکارهایی است که در روانشناسی برای بازنگری تحریفهای شناختی و افکار غیر منطقی ارائه شده است. دعوت به توحید و یگانگی خداوند، دعوت به بصیرت و آگاهی در دین و دوری از جهل، دوری از غفلت و شک و تردیدها، دعوت به شناخت و سازندگی خویشتن، پرورش احساس ارزشمندی در فرد، حسن ظنداشتن و آسودگی خاطر، از جمله راهکارهای شناختی است که قرآن برای باز سازی شناختی افراد ارائه می دهد؛ و انجام اعمال صالح(نماز، روزه، به جا آوردن صله رحم و .....)، پذیرش حس مسئولیت و واقع بینی از جمله مهمترین راهکارهای رفتار- درمانی قرآن است که برای باز سازی شناختی افراد ارائه میدهد.
روش این تحقیق کتابخانه ای می باشد؛ که به صورت توصیفی تحلیلی و مقایسه ای، تدوین و ارائه می شود.
با توجه به این که تحریف های شناختی و باورهای غیر منطقی افراد، در وهله اول به شناخت و زیر ساخت فکری افراد بستگی دارد؛ لذا فصل اول، به مساله شناخت اختصاص داده شده است. در این فصل، بعد از تبیین شناخت در لغت و اصطلاح، به بررسی مساله شناخت در فلسفه،روان شناسی و قرآن پرداخته می شود.
در این بخش بعد از تبیین مساله شناخت، به بررسی شناخت در فلسفه اروپا و فلسفه اسلامی پرداخته شده است.
مساله شناخت[2]،یکی از مهمترین مسائل انسان است؛ زیرا از طریق شناخت است که انسان با جهان بیرونی از خویشتن و حتی با عالم درون خویش رابطه برقرار میکند و برای توجیه هستی خود و جهان خارج به تشریح و تبیین میپردازد. شناخت، موضوعی است که در میان مباحث فلسفی، سابقهای بسیار طولانی دارد. از زمان افلاطون و سقراط تا به امروز، شناخت به صورتهای گوناگون مورد بررسی قرار گرفته است.[3]
"معرفت" که از ریشه "عرف" است به معنای درک کردن و دریافتن چیزی با اندیشه و تدبر از روی اثر آن است؛ و آن اخص از علم میباشد و واژه انکار نقطه مقابل و ضد آن است.[4] به تعبیر دیگر شناخت عبارت از آگاهی و علم به واقعیتهاست و میتوان آن را معادل یا مترادف کلمه معرفت دانست.[5]
شناخت از مفاهیم بدیهی است و قابل تعریف نمیباشد؛ لذا تعاریفی که برای شناخت گفته شده یا توضیح لفظی است ویا شرح الاسم می باشد.[6] آیتالله جوادی آملی درباره دلیل این که شناخت قابل تعریف نمی باشد، میفرمایند:" ما همه چیز را به علم میشناسیم، اگر علم را به علم بخواهیم تعریف نمائیم، این تعریف دوری خواهد بود و اگر به غیر علم بخواهیم بشناسیم، غیر علم چیزی نیست که با آن، علم را بتوان شناخت." [7]
در تبیین حقیقت شناخت و علم بین دانشمندان و فلاسفه اختلاف نظر وجود دارد. از دیدگاه فلاسفه الهی و حکمای اسلامی، شناخت و ادراک، حقیقتی ماورای طبیعی دارد و اساساً درک، کار روح است؛ و از آن جا که روح مجرد میباشد، علم و ادراک نیز از امور ماورای ماده است. اما دانشمندان مادی معتقدند شناخت و ادراک، محصول عالی ماده است و از آن جا که آنها به ماوراءالطبیعه و روح اعتقادی ندارند، به نظر آنان علم و درک برای انسان در نتیجه فعل و انفعالات شیمیایی سلولهای مغزی و سیستم اعصاب در رابطه با موجودات و پدیدههای طبیعت حاصل میشود؛ و در حقیقت شناخت، هیچ جوهر ماورایی وجود ندارد. لازم به ذکر است که هیچ متافیزیسین در این حقیقت تردید ندارد که شرایط اجتماعی در اندیشه و شناخت بیتاثیر نیست و آدمی هنگام تفکر به وسیله فعالیت سلولهای مغز و سیستم اعصاب میاندیشد و در این رابطه مساله تغذیه و تنفس و سایر فعالیتهای ارگانیزم بدن مطرح میباشد. ولی حکمای الهی با همه اینها، حقیقت شناخت و ادراک را وجود مجرد و ماورای مادی میدانند. زیرا بدیهی است که ماده دارای ویژگیها و خصوصیاتی است که هرگاه موجودی هیچ یک از آن ویژگیها را نداشت، آن موجود مادی نخواهد بود؛ مانند تصویری بر آیینه و تابلو که برای آیینه و تابلو شناخت نمیآورد.[8]
متجاوز از چهارده قرن است که مسایل مربوط به شناخت و افکار، محققان و فلاسفه غربی را به خود جلب کرده است؛ حتی فلسفه برخی از فلاسفه مانند"کانت" منحصر به بحث شناخت است و از میان صدها مسایل فلسفی، تنها این قسمت را زیرو رو کرده است.[9] و لذا مسائل مربوط به علم (ادراک) چه در فلسفه قدیم و چه در فلسفه و علوم جدید بسیار حائز اهمیت است و بالخصوص فلاسفه و محققین اروپایی در چهار قرن اخیر، بیشتر همت خویش را صرف تحقیق در این مسایل کرده اند. به طوری که میتوان گفت سه مسئله: ارزش معلومات، راه حصول علم و تعیین حدود علم، محور مسایل فلسفی اروپا به شمار میرود؛ و همانا اختلاف نظر در مساله اول است که فلاسفه را از سوفسطائیان[10] و جزمیون را از شکاکان[11] جدا کرده است. و اختلاف نظر در مسالهی دوم است که دانشمندان اروپا را به دو دستهی مهم " عقلیون"[12]و"حسیون"[13] منقسم و مشاجرهی عظیمی بین دو دسته برپا کرده است و اختلاف نظر در مسالهی سوم است که عقاید و نظریات دانشمندان را دربارهی فلسفه تعقلی که با ارزشترین مصداقش فلسفه اولی (متافیزیک) است و قدماء آن را علم کلی و فلسفه حقیقی میخوانند مختلف کرده است، به طوری که گروهی تحقیق در این فن و قضاوت درباره مسایل به آن را نفیاً و اثباتاً از حدود و توانایی ذهن بشر، خارج دانستهاند و گروهی به عکس این فن را یقینیترین و بینیازترین فنون دانستهاند. [14]
در فلسفه اسلامی و حکمت اسلامی، شناخت به صورت فصل مستقلی، تحت عنوان(نظریه المعرفه) مورد بحث و بررسی قرار نگرفته است. ولی اغلب مسایلی که در باب شناخت مطرح است به طور متفرقه در مسایل مربوط به علم و ادراک و عقل و معقول، مسایل مربوط به وجود ذهنی، مسایل مربوط به نفس و کیفیات نفسانی وجود دارد.[15] شناخت در فلسفه اسلامی یک نحوه از وجود دانسته شده است و یک گونه از هستی است و از این جهت در ردیف مسایل فلسفه قرار میگیرد."صدر المتالهین شیرازی"معروف به"ملاصدرا" در تعریف فلسفه میفرماید: "الفلسفه استکمال النفس الانسانیه بمعرفه حقایق موجودات علی ماهی علیها و الحکم بوجودها تحقیقا بالبراهین لا اخذا بالظن و التقلید بقدر الوسع الانسانی."[16] فلسفه یعنی کمال یابی نفس انسانی از طریق شناخت حقیقت موجودات، همانگونه که هستند و حکم به وجود اشیاء همراه با برهان و استدلال و تحقیق نه به گمان و خیال و تقلید، {بلکه} به اندازه گنجایش و ظرفیت توانی انسانی.
آیتالله جوادی آملی در توضیح این تعریف می فرمایند:"جزء اولی که در این تعریف ذکر شده است (استکمال نفس انسانی) در واقع جزء حقیقت فلسفه نیست بلکه علت غایی آن است؛ زیرا فلسفه از سنخ علم است و استکمال نفسانی، غایت مترتب برعلم. با صرف نظر از جزء اول، فلسفه را میتوان به هستیشناسی قطعی تعریف کرد. البته چون شناخت کنه اشیاء مخصوص خداوند است فلسفه توانایی اکتناه حقایق موجودات را نخواهد داشت، بلکه شناخت آنها به وسع بشر محدود است."[17]
مساله خطاها[18] از مسایل دشوار فلسفی است که در طول تاریخ فلسفه، متفکران بسیاری را لغزانده است و کسانی را به ورطهی هولناک انکار امکان وصول به علم و شناخت کشانده است. اما در فلسفه اسلامی مساله خطاها به خوبی حل و پاسخ داده شده است. بر اساس نگرش اندیشمندان اسلامی، معرفت های انسان بر دو دسته هستند: معرفت های بدون واسطه(علوم حضوری)[19] و معرفت های با واسطه(علوم حصولی)[20]. همه معرفت های حضوری و بی واسطه خطا ناپذیرند و راز خطا ناپذیری آن معرفت ها در بی واسطه بودن آن ها نهفته است. اما تنها دسته ای از معرفت های با واسطه انسان –به دلیل بداهت آن ها یا ارجاع آن ها به معرفت های بی واسطه- خطا ناپذیرند و آن ها عبارت است از بدیهیات. دیگر معرفت های با واسطه با ارجاع به آن ها مفید یقین بوده و احتمال خطا از آن ها منتفی می گردد. بدین سان شالوده معرفت، بر معرفت های بی واسطه و معرفت های با واسطه بدیهی بنا نهاده می شود.[21]
در این بخش، برای تبیین بهتر موضوع، ابتدا علم روان شناسی را تعریف و بعد به بررسی روان شناسی شناختی و بررسی دو نظریه شناخت در روان شناسی، پرداخته شده است.
روانشناسی[22] در یک تعریف رسمی عبارت است از مطالعه علمی رفتار و فرایند ذهنی. در این تعریف، سه اصطلاح کلیدی علم، رفتار و فرایندهای ذهنی وجود دارد. برای فهمیدن روانشناسی، ابتدا باید معنای این سه اصطلاح را فهمید. روان شناسی به عنوان یک علم، برای مشاهده، توصیف، پیش بینی و تبیین رفتار از روشهای نظاممند استفاده میکند. رفتار، هر کاری است که ما میتوانیم انجام دهیم و به صورت مستقیم قابل مشاهده است مانند گریه کردن نوزاد و ..... ولی تعریف فرایندهای ذهنی دشوار تر از تعریف رفتار است. فرایندهای ذهنی همان افکار، احساسات و انگیزههایی هستند که ما انسانها در اطرافمان داریم و قابل مشاهده مستقیم نیستند. اگرچه افکار و احساسات را به صورت مستقیم نمیتوانیم ببینیم، ولی واقعیت دارند." [23]
با آغاز قرن بیستم، روان شناسی همچون یک حوزه مطالعاتی جدید ظهور کرد. و نیمهی دوم قرن بیستم را باید دوران گرایشهای روانشناسی دانست. ضعف مکاتب مختلف در تبیین رفتار از یک طرف و یکسونگری این مکاتب از طرف دیگر باعث گردید تا به رفتار نه به صورت کلیشهای (آنگونه که در مکاتب کلاسیک نگریسته میشد) بلکه با واقع بینی مبتنی بر خردگرایی نگریسته شود و رفتار از دیدگاههای مختلف بررسی شود، از جمله این گرایشها و دیدگاهها باید از گرایش عصبی – روانی [24] ، گرایش روانی – زبانی [25] و گرایش پدیدار شناسی [26] نام برد که هر یک دریچه و روزنهای نوین را بر رفتار گشودند و بسیاری مدلهای تجربی را از زوایای مختلف رفتاری به ارمغان آوردند.
در گرایش پدیدار شناسی که به حق از پر حادثه ترین گرایشهای این علم است، به جنبه های درونی رفتار با استفاده از ابزار درون نگری پرداخته میشود؛ مانند مفاهیمی که هر فرد از خود در ذهن دارد: اراده، عزت نفس و خود آگاهی و از این قبیل پدیدههای هوشیاری. بیشترین تحولات در نظریات شخصیتی از این گرایش آغاز شده است. خلق مفاهیم نوینی مانند وجود گرایی[27]، انسان گرایی[28] و خلق نظریههای شناختی[29] همه حوادثی بودند که زوایای جدید را بر معمای رفتار گشودند. [30]
محور مباحث مربوط به شناخت متعدد است. شناخت، گاه در ارتباط با جسم مورد توجه بوده است و گاه آنرا همراه با روح و روان به بحث گذاشتهاند. از محور بحث شناخت و روان، روان شناسی شناختی زاده شده است.[31] روانشناسی شناختی، شاخهای از روانشناسی است که به مطالعه فرایندهای ذهنی شامل چگونگی تفکر، درک یادآوری و یادگیری افراد میپردازد. "هیلگارد" روانشناسی شناختی را به تمامی فعالیتهای ذهنی اعم از دقت و ادراک، و هم به جریانهای عالی نظیر یادآوری، تفکر ژرف، تفکر خلاق، کاربرد زبان و اشکال گوناگون حل مساله اطلاق میکند.[32]
روانشناسی شناختی پیشرفت پر شتاب خود را از نیمهی دوم قرن بیستم آغاز کرده است. رشد و پیشرفت شتابان فن آوری، به ثمر رسیدن پژوهشهای گوناگون و گرایش به فعال پنداری ذهن انسان، زمینهی پیشرفت و بالندگی روانشناختی را فراهم آورده است. بازگشت به هوشیاری، آغاز رسمی جنبش روان شناسی شناختی، را میتوان در سالهای دههی 1950 ردیابی کرد، هرچند نشانههای آن در سالهای دههی 1930 (در آثار ژان پیاژه [33](1980-1896 ) به چشم میخورد.[34]
جنبششناختی مانند روانشناسی کارکرد گرایی، مدعی است که بنیانگذار منحصر به فردی ندارد. تاریخ، دو دانشمند را شناسایی کرده است که هر چند به طور رسمی بنیانگذار محسوب نمیشوند، اما از راه یک مرکز پژوهشی و یک کتاب به طور بنیادی در این راه خدمت کردهاند که تاکنون پایه های اصلی توسعه روانشناسی شناختی تلقی میشود و آن دو "جرج میلر"[35] و "اولریک نیسر"[36] هستند. [37]
امروزه، نظریه های شناختی مرتبط با رفتارهای غیر عادی به عنوان یکی از رویکرد های مطرح در روان شناسی بالینی شناخته شده است.[38] "جورج کلی"[39] (1966-1905) یکی از نخستین روانشناسان شناختی بود که پیشنهاد کرد فرایندهای شناختی نقشی، محوری در عملکرد فرد دارد.[40] این دیدگاه بر اهمیت و تاثیر شناختها، برداشت و تفکرات و باورهای افراد در ایجاد و تداوم اختلالات روانی تاکید دارد. باورهای غیر منطقی، به عقایدی گفته می شود که در نگرش و برداشتهای افراد شدیداً بر اجبار، الزام و وظیفه تاکید میکند. "آلبرت الیس"، یکی از روانشناسان شناختی است که"رفتار- درمانی- عقلانی- هیجانی"را در دهه 1950مطرح نمود. او تفکر غیرمنطقی را اندیشه باطل وهمی و خیالی میداند که اختلالاتی در طرز تفکر، استدلال و در برخورد با حالات فرد یا مسائل زندگی او ایجاد میکند. تحریف های شناختی به معنای عدم شناخت صحیح واقعیتها و قدرت کنترل فکر است و اولین بار توسط "آرون تی بک"(1976) مطرح شد و "شناخت درمانی" توسط او ابداع گردید. کانون شناخت درمانی، شناخت عقاید تحریف شده و تغییر فکر ناسازگارانه به کمک برخی فنون است که شامل فنون عاطفی و رفتاری میشود. به نظر"الیس" و "بک"، افراد با تغییر دادن مفروضات نادرست میتوانند تغییرات مهمی در خود ایجاد کنند و بر اختلالات روانی خویش فائق آیند. لذا رویکرد شناختی در روانشناسی مورد توجه بسیاری از متخصصان قرار گرفته است.[41]
در قرآن به تفصیل دربارهی شناخت و امکان آن و همچنین درباره شرایط و راههای شناخت، موانع و حجابهای شناخت صحیح، سخن به میان آمده است. لذا در این بخش، بعد از بررسی امکان شناخت و راه های شناخت در قرآن، به مهمترین عوامل بازدارنده شناخت صحیح از منظر قرآن اشاره می شود.
اولین رکنی که حقیقت شناخت متکی بر آن است، وجود معلوم است. از دیدگاه قرآن، شناخت ممکن است؛ زیرا اولاً وجود معلوم، بدیهی است و ثانیاً قدرت شناخت به انسان عطاء شده است؛ و آیات قرآنی فراوانی دلالت بر تحقیق علم و شناخت انسان مینماید. بدینسان، در منکرین شناخت، سوفسطائیان، کسانی هستند که با انکار اصل واقعیت، به انکار معلوم میپردازند. و اما مادیون، گرچه اصل معلوم را منکر نیستند لیکن معلومات غیرمادی را انکار میکنند.[42] آیت الله جوادی آملی دربارهی مباحث "جهان خارج"در قرآن میفرمایند: "قرآن کریم در مورد اصل وجود معلوم از آن جهت که محقق و موجود است بحثی را طرح نکرده است. بحثهایی که در قرآن کریم دربارهی جهان خارج وارد شده است همه در تحلیل اوصاف جهان است، از قبیل اینکه جهان منظم است و یا اینکه جهان هدفدار است و یا اینکه جهان نشانه و آیت حق میباشد. قرآن کریم، همچنان که درباره اصل جهان خارج، بحث مبسوطی نکرده است؛ اصل ذات اقدس الله را نیز که حق محض و مطلق است مفروغ عنه دانسته و تمامی مباحثی که در قرآن کریم درباره خداوند سبحان مطرح شده است، درباره اسماء حسنی و صفات اولیای حضرت حق است. مانند اینکه او احد، صمد، حی، سمیع و ... است." [43]
آیات قرآنی که دلالت بر تحقیق علم و شناخت انسانی مینماید، بر اساس نحوه دلالتی که دارند به چند دسته تقسیم می شوند:
الف: تشویق به کسب معرفت و شناخت و فراگیریعلم
قرآن، سراسر جهان پهناور آفرینش را در زمینههای گوناگون، زمینه تفکر و مطالعه و تحقیق انسان قرار میدهد و او را به چنین اندیشه وسیع و گسترده فرا میخواند. بررسی واژه های "تفکر"، "تعقل"، "تدبر"، "تبیین"، "سیر"، "نظر"،" برهان" و" سلطان" در قرآن، نشان دهنده این است که قرآن تا چه اندازه به معارف بشری ارج می نهد. چنان که در آیه 53 سوره فصلت می فرماید:
"سَنُریهِمْ آیاتِنا فِی الْآفاقِ وَ فی أَنْفُسِهِمْ حَتَّى یَتَبَیَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَ وَ لَمْ یَکْفِ بِرَبِّکَ أَنَّهُ عَلى کُلِّ شَیْءٍ شَهیدٌ." (سوره فصلت، آیه 53 )؛ به زودى نشانههاى خود را در اطراف جهان و در درون جانشان به آنها نشان مىدهیم تا براى آنان آشکار گردد که او حق است آیا کافى نیست که پروردگارت بر همه چیز شاهد و گواه است. [44]
ب: تعظیم عالمان و توبیخ کاهلان
در این دسته خداوند به معرفی کسانی میپردازد که راه معرفت را طی نموده و دارای مقامات رفیع گردیدهاند. قرآن از این گروه به عظمت یاد نموده و در وصف مقامات آنها میفرماید:
" ....یَرْفَعِ اللَّهُ الَّذینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ الَّذینَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبیر"(سوره مجادله، آیه 11)؛ خداوند کسانى را که ایمان آوردهاند و کسانى را که علم به آنان داده شده درجات عظیمى مىبخشد و خداوند به آنچه انجام مىدهید آگاه است!
و برخی دیگر از آیات در توبیخ کسانی است که راه معرفت ملک و ملکوت را طی نمیکنند و در حرکت به سوی آن سستی و کاهلی میورزند؛ مانند آیه 185 سوره اعراف:
"أَ وَ لَمْ یَنْظُرُوا فی مَلَکُوتِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما خَلَقَ اللَّهُ مِنْ شَیْءٍ وَ أَنْ عَسى أَنْ یَکُونَ قَدِ اقْتَرَبَ أَجَلُهُمْ فَبِأَیِّ حَدیثٍ بَعْدَهُ یُؤْمِنُونَ"(سوره اعراف،آیه 185)؛ آیا در حکومت و نظام آسمانها و زمین، و آنچه خدا آفریده است، (از روى دقت و عبرت) نظر نیفکندند؟! (و آیا در این نیز اندیشه نکردند که) شاید پایان زندگى آنها نزدیک شده باشد؟! (اگر به این کتاب آسمانى روشن ایمان نیاورند،) بعد از آن به کدام سخن ایمان خواهند آورد؟!
و این دو دسته آیات، به خوبی نشان دهنده آن است که علم واقعیت داشته و راه شناخت جهان ممکن است والا اگر راه معرفت مسدود باشد، تشویق بر شناخت و یا توبیخ بر ترک آن معنا نخواهد داشت.
ج: ذم تقلید
دسته
[1]صدر،محمد باقر،"المدرسة القرآنیة"(یحتوی علی التفسیر الموضوعی للقرآن الکریم و بحوث فی علوم القرآن و مقالات القرآنیة)،قم،مرکز الابحاث الدراسات التخصصیة للشهید الصدر،تاریخ نشر:1421ق،تلخیص صفحه 29.
[2]Cognition
[3]مصباح یزدی، محمد تقی، "آموزش فلسفه"(2 جلد)،{بی جا}، مرکز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی، چاپ سوم: 1368، جلد اول، تلخیص صفحه 133./ مطهری، مرتضی،"شناخت"،{بی جا}، انتشارات ناصر خسرو، شهریور 1361، تلخیص از ص 10-12.
[4][4]راغب الاصفهانی،ابوالقاسم حسین بن محمد،"المفردات فی غریب القرآن"،{بی جا}،موسسه فرهنگی آرایه،چاپ اول :1387،ذیل واژه عرف ،ص 334.
[5]محمودی،محمد،"در قلمرو شناخت"،تهران،سروش،چاپ اول:1361،ص 29.
[6]مصباح یزدی، محمد تقی، " ایدئولوژی تطبیقی "، قم، موسسه در راه حق و اصول دین، چاپ اول: 1359، صفحه 42.
[7]جواد آملی، عبد الله،" شناخت شناسی در قرآن"، محققان گروه فلسفه یک بنیاد فرهنگی باقرالعلوم (ع)، ویراستاری حمید پارسا، {بی جا} : مرکز نشر فرهنگی رجاء . چاپ دوم :1372 ، صفحه 107 .
[8]محمودی ، سید محمد،پیشین،تلخیص از صفحه 25-30.
[9]سبحانی، جعفر، " شناخت در فلسفه اسلامی"( 2 جلد )، قم، انتشارات توحید، 1363، جلد اول ، صفحه 34.
[10]در یونان باستان، در نیمه دوم قرن پنجم قبل از میلاد، از دانشمندانی یاد می شود که به زبان یونانی "سوفیست" یعنی حکیم و دانشمند نامیده می شدند. این گروه اصالت را به پندار دادند و معتقد شدند حقیقت به طور کلی تابع پندار و ادراک آدمی است و امکان شناخت وجود ندارد. از سوفیست های معروف یونان،"پروتاگوراس" و "گورگیاس"می باشند. نخستین کسی که سرسختانه بر ضد سوفیست ها قیام کرد، سقراط بود که گویا برای تعرض به آنان و هم از روی فروتنی خود را " فیلاسوف " یعنی دوست دار حکمت نامید و کلمه"فلسفه" به معنای دوست دار حکمت، و نیز "فیلسوف" از همین ریشه گرفته شد و بر مکتب"واقع گرایی"(رآلیسم) و اعتقاد به وجود واقعیت و امکان شناخت آن، اطلاق گردید. ( برگرفته از کتاب "گامی در مسیر شناخت"نوشته حسین کریمی، قم، تایپ آزادی قم،چاپ اول:1359ش، صفحه 45./ کتاب "در قلمرو شناخت" از محمد محمودی، ص16.)
[11] هم زمان با پیدایش ((سوفیسم)) مکتب ((سپتی سیسم)) به معنی شک و تردید در امکان آگاهی صحیحی از خارج پی ریزی شد؛ و ((پیرهون) موسس آن با دلایل ده گانه ای به تحکیم عقاید خود پرداخت و مدعی شد که ما نباید بگوییم حقایق را آن چنان که در واقع هست درک می کنیم، بلکه باید بگوییم آن ها را به آن گونه که وضع ساختمانی قوای ادراکی ما اقتضاء می کند، ادراک می نمائیم؛ اما حقیقت چیست؟هر گز نمی دانیم؛ از این جهت باید از اظهار نظر در تمام مسایل خودداری کرد و تمام مسایل فلسفی و علمی و ریاضی را به عناون احتمال و تردید تلقی کنیم.( بر گرفته از کتاب "شناخت در فلسفه اسلامی" از آیة ا... جعفر سبحانی ، قم، انتشارات توحید، جلد اول ، صفحه 51).
[12]این مکتب، در دریافت معارف تنها بر عقل تکیه دارد. در نظر پیروان اصالت عقل، حواس وسیله ی محدودی است که هم انسان و هم حیوان به طور تساوی از آن بهره مند هستند و حتی در حیوان بالاتر و برتر از انسان است. مثلا پاره ای از حیوانات در شنوایی قوی تر از انسان هستند. افلاطون معتقد بود که یگانه ابزار شناخت، عقل است. از بزرگترین علمای این مکتب فلسفی "کانت" آلمانی است که می گوید صورت های معرفت و یا قالب های آن همواره در خرد موجود است. مذهب اصالت عقل در مقابل اصالت تجربه است و بسیاری از فلاسفه ی جدید مثل " کانت"، "لایپ نیتس" و "اسپینوزا" و حتی "دکارت"معتقد به اصالت عقل بودند.(صدر،محمد باقر،"فلسفه ما"،ترجمه و شرح محمدحسین مرعشی،تهران،کتابخانه ی صدر،{بی تا}،تلخیص صفحه 138/مطهری، مرتضی،"شناخت"،صفحه34و 41.
[13]به عقیده ی این دسته از فلاسفه ، تنها راه شناخت، حواس است و تنها حواس است که وسیله ی شناخت ما به خارج است. و عقل هم تابع و متاثر از آن است و تنها حقایق را از طریق حواس و تجربه در می یابد. "جان لاک" یکی از بزرگ ترین حکمای انگلیسی در قرن هفدهم است که مکتب فراموش شده "ابیقور " (ابیقور ، در سال 340 پیش از میلاد متولد شد. او تنها بر حس اعتماد میکرد) را زنده کرد و از روسای مکتب اصالت حس است. او معتقد است که هیچ امری در خرد نمی باشد، مگر آنکه قبلا در حواس بوده است).آیت الله سبحانی،جعفر، "شناخت در فلسفه اسلامی "،جلد اول، تلخیص مطلب از صفحه 71-70)
[14]طباطبایی، محمد حسین،"اصول فلسفه و روش رئالیسم"(5جلد)، با مقدمه و پاورقی مرتضی مطهری، قم، انتشارات صدرا، {بی تا}، جلد دوم، تلخیص از صفحه 4-3.
[15]سبحانی،جعفر،پیشین،ص 9./ مطهری، مرتضی، "شناخت"، ص..
[16]شیرازی،صدرالدین محمد(صدر المتالهین)،"الحکمة المتعالیة فی الاسفار العقلیةالاربعة"(10جلد)،با مقدمه محمد رضا مظفر، بیروت، دار احیاء التراث العربی،چاپ سوم:1981م،جلد اول،صفحه 20.
[17]جوادی آملی، عبدالله،"فلسفه صدرا"(تلخیص رحیق مختوم)،تحقیق و تنظیم محمد کاظم بادپا،قم،اسراء،چاپ اول:1387ش،جلد اول ،ص 23.
[18]ذهن انسان در رابطه با عالم عین (واقعیت) که رابطه ی شناختی برقرار می کند، گاهی درست می رود و درست عمل می کند و گاهی هم اشتباه و خطا می کند. اما سوالی که در اینجا مطرح می شود این است که آیا اندام های حس، خطا و اشتباه کرده اند و یا ذهن در تفسیر دریافت حسی، اشتباه کرده است؟
شهید بهشتی معتقد است آنچه که حس می یابد، یک واقعیت است، نه یک خطا. خطا در اشتباه تفسیری است که ذهن بر آن دریافت حسی می کند؛ و یکی از راه های پی بردن به اشتباه ( خطای فکری )، کمک گرفتن از حواس دیگر است. در قرآن نقل می کند: "ملکه سبا وقتی برای دیدار سلیمان آمد، او را به یک کاخ آبگینه راه دادند، این کاخ آنقدر صیقلی بود که وقتی وارد شد فکر کرد که آنجا آب است و باید از داخل آب عبور کند. آن وقت جامه از ساق هایش برگرفت ( تا از آن بگذرد) اما سلیمان به او گفت: این برکه نیست بلکه کاخی است صاف و صیقلی شده از شیشه های بلورین: "قیل لها ادخلی صرح فلما راته حسبته لجه و کشفت عن ساقیها قال انه صرح ممرد من قواریر" نمل/ آیه 44
بنابراین ملکه سبا متوجه شد عجب اشتباهی کرده است فورا ذهن او تفسیر خود را عوض کرد که آب نیست آبگونه است. بنابراین با کمک گرفتن از یک حس دیگر می توان اشتباهی را که در ذهن در تفسیر دریافت حس کرده است اصلاح و درست کرد.(بر گرفته از بهشتی، محمد حسین، "شناخت"، {بی جا}، انتشارات سید جمال، {بی تا}، تلخیص مطالب از صفحه 69-60).
[19] علم حضوری یعنی علم مستقیم شئ نسبت به خود که در آن چیزی واسطهی درک نیست و یا علم شئ به معلول خود.
[20] علم حصولی علمی است که انسان نسبت به شئ پیدا می کند و در این علم، تصویر، نقش واسطه درک را داراست. یعنی اول تصویر شیء را ذهن می گیرد و سپس آن را به وسیله علم حضوری با خود یکی می کند. و لذا علم حصولی به وسیله علم حضوری برای انسان حضور می یابد. (طباطبایی، محمد حسین،"بدایة الحکمة"،{بی جا}،مکتب الاعلام الاسلامی، تاریخ نشر:1410ق، ترجمه و تلخیص و تصرف از صفحه 146-149.)
[21]حسین زاده، محمد، "معرفت شناسی"، قم، موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، چاپ ششم، بهار 1380،تلخیص ص 39.
[22]بذر روان شناسی در قرن نوزدهم با ادغام برخی عقاید فلسفه و علوم طبیعی مثل زیست شناسی و فیزیولوژی پاشیده شد. روان شناسان قرن نوزدهم همسو با "داروین" رشته ی جدید روان شناسی را تحکیم بخشیدند. "یوهان مولر" روان شناس آلمانی و سایر روانشناسان ، نقش مهم مغز را در ایجاد تداعی بین اطلاعات حس در حال ورود و پاسخ های حرکتی مقتضی پیش کشیدند.
[23]سانتراک، جان دبلیو، "زمینه روان شناسی سانتراک"، ترجمه مهرداد فیروز بخت، تهران، موسسه خدمات فرهنگی رسا، چاپ سوم، 1387، جلد اول، تلخیص از صفحه 38 - 40.
[24]Neuropsychology
[25] Psycho – lingvistic
[26]Phenomenalism
[27]Existentialism
[28]Humanism
[29]Cognitive theories
[30]بستانی، محمود، "اسلام و روان شناسی"، ترجمه محمود هویشم، مشهد، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ چهارم:1388،خلاصه ص 12-13.
[31]آقازاده، محرم؛ احدیان، محمد، "مبانی نظری و کاربرد های آموزشی نظریه فراشناخت"،{ بی جا }، انتشارات نوپردازان ، 1377 ، صفحه 9
[32]اتکینسون، ریتا ال و همکاران، "زمینه روان شناسی هیلگارد"، ترجمه محمد نقی براهنی و همکاران، تهران، انتشارات رشد، چاپ هفتم : 1386 ، صفحه 50
[33]JEAN PIAGET
[34]شولتز، روان پی، شولتز، سیدنی الن، " تاریخ روان شناسی نوین"، ترجمه علی اکبر سیف، حسن پاشا شریفی ،خدیجه علی آبادی و جعفر نجفی زند، تهران، نشر دوران ، صفحه 542
[35]GEORGE MILLER
[36]ULRIC NEISSER
[37]شولتز، دوان پی، شولتز ، سیدنی الن، پیشین، صفحه 545
[38]بک، ارون تی، "عشق هرگز کافی نیست"، ترجمه مهدی قراچه داغی، انتشارات نیوند، سال: 1369، صفحه 7 .
[39]" کلی" اعتقاد داشت که افراد انسان را باید دانشمندانی شهودی به شمار آورد؛ مردم نیز مانند دانشمندان، دنیا را مشاهده میکنند فرضیه میسازند و آنرا میآزمایند و سپس نظریه پردازی میکنند. علاوه بر این خود و جهانشان را طبقهبندی، تفسیر و برچسبگذاری میکنند. مردم نیز مانند دانشمندان، ممکن است باورها و نظریههای نامعتبر بپرورند که مانع زندگی روزانه آنها شده و منجر به تغییر سوء درباره رویدادها، انسانها و همچنین خودشان بشود.
[40]اتکینسون، ریتا ال و همکاران، پیشین، صفحه 473.
[41]الیس، آلبرت؛ هارپر، رابرت، "زندگی عاقلانه"،ترجمه مهرداد فیروز بخت، تهران، انتشارات رشد،چاپ هشتم: بهار 1391، تلخیص از ص 35-38./ بک، آرون تی، "شناخت درمانی و مشکلات روانی"، مهدی قراچه داغی، تهران، انتشارات درسا،چاپ سوم، 1388، تلخیص ص 7./ شارف، ریچارد اس، "نظریه های روان درمانی و مشاوره"، ترجمه مهرداد فیروز بخت، تهران، موسسه خدمات فرهنگی رسا، چاپ هفتم، 1390، تلخیص از ص 300 -306 و 324-333./ شفیع آبادی، عبدالله؛ ناصری، غلامرضا، "نظریه های مشاوره و روان درمانی"، تهران، مرکز نشر دانشگاهی، چاپ هفدهم، 1389، تلخیص از ص 118- 126.
[42]جوادی آملی، عبدالله، "تفسیر موضوعی قرآن کریم" (14جلد)(معرفت شناسی در قرآن)، قم، نشر اسراء، چاپ ششم، 1387، جلد 13، تلخیص و تصرف ص 194-193.
[43]آیت الله جوادی آملی، عبد الله ،"شناخت شناسی در قرآن"، ویراستار و تهیه کننده فهرست از حمید پارسا،{بی جا} ، نشر فرهنگی رجاء، چاپ دوم : 1372، تلخیص صفحه 116-117.
[44]کریمی، حسین، "گامی در مسیر شناخت"، تایپ آزادی قم، خرداد 1359 ، تلخیص از صفحه 77-80

خلاصه ای از فصل شانزدهم کتاب تحقیقات بازاریابی ترجه سه استاد ارزشمند کشورمان ، دکتر عبدالحمید ابراهیمی ، دکتر داور ونوس و دکتر احمد روستا بصورت سه فایل پاورپوینت جداگانه به تفکیک صفحات 281 الی 294 و 287 الی 293 و 294 الی 313 جهت ارائه در کلاس درس برای دانشجویان رشته مدیریت .

دانلود پاورپوینت ریاضی کلاس پنجم تقسیم کسربرعدد
فرمت فایل: پاورپوینت
تعداد اسلاید: 9

عنوان: مبانی نظری و پیشینه تحقیق پیوند با مدرسه
فرمت فایل: word
تعداد صفحات: 50
توضیحات
امروزه بدون شک توجه بیشتر به امر تعلیم و تربیت مهمترین عامل پیشرفت فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی است. تعلیم و تربیت عهدهدار ایجاد زمینهی مناسبی جهت تسهیل و توسعهی استعدادها و تواناییهای افراداست. به این جهت است که بیشتر جوامع در تبیین هدفها و اتخاذ روشهای آموزشی، کلیهی مساعی خود را به کارمی برند. یکی از آفتهای بزرگ تعلیم و تربیت هر نظامی که همهساله به میزان زیادی امکانات، منابع و استعدادهای بالقوهی انسانی و اقتصادی را تلف میکند و اثرات غیرقابل جبرانی را در ابعاد فرهنگی و اجتماعی بهجا میگذارد، پدیده افت تحصیلی است.
تعریف مدرسه
مدرسه نهاد رسمی تعلیم و تربیت است، در مدرسه انسان کشف میشود، شکوفا میشود، توانمند میشود و در جامعه به کار گرفته میشود.
مدرسه به عنوان مشتری خانواده عمل میکند، مدرسه کودکان را از خانوادهها میگیرد، برروی آنها ارزش افزوده ایجاد میکند و سپس آنها را به جامعه تحویل میدهد.
مدرسه برای تربیت کردن خیلی دیر است چون بسیاری از عادتهای رفتار کودکان در خانه شکل گرفته است.
در یک نگاه دورنگرانه مدرسه مکانی است که والدین آینده هماکنون، در آنجا تربیت میشوند.
نقش سنتی مدرسه به عنوان انتقال دهنده معلومات امروز به نقشهای چالش برانگیزی تبدیل شده است که با توجه به تحولات شتابنده و سریع جامعه بهویژه عصر ارتباطات ضرورت یک بازنگری در فلسفه وجودی مدارس ایجاد میکند.
دنیای جدید دنیایی پر از تناقضات، پیچیدگیها، تفاوتها و در نهایت کوچک شده است. جامعه از مدرسه انتظار دارد دانشآموزی را به آنجا بفرستد که بتواند با این دنیا سازگار شده و آن را اداره کند.
مدارسی که هنوز برای دنیای مرده دانشآموز تربیت میکنند دانشآموزانی به جامعه تحول خواهند داد که وقتی آنها به جامعه وارد میشوند ناتوان از سازگاری با جامعه از خود میپرسند: اینجا کجاست؟ (رضایی شریف، گنجی، حاجلو، 1390)
فهرست مطالب