
John A. Wise, V. David Hopkin, Daniel J. Garland
توضیحات :
شمع کوب ها جزء ماشین های سقوط وزنه می باشند مثل شمع کوب و تخماق کوب. تخماق وزنه سنگینی است که توسط یک جرثقیل بالا برده می شود و سپس یا به صورت نوسانی و یا به صورت سقوط آزاد به منطقه مورد نظر برخورد می کند. از تخماق برای شکستن سطح جاده ها و انهدام ابنیه و امثال اینها استفاده می شود. شمعکوب های ساده هم از چنین اصلی برای کوبیدن شمع ها استفاده می کنند. چکش شمع کوب بالا برده می شود و سپس بر روی کلاهک شمع انداخته می شود و این عمل باعث فرو رفتن شمع در خاک می گردد.
فهرست مطالب :
مشخصات:
پزشکی غریزیانسانهای نخستین همواره در تیررس خطر مرگهای فوری و دردناک ناشی از بیماری و خطر مرگ فوری و هراسانگیز یورش حیوانات وحشی از هر طرف بودند. در چنان شرایط سخت و ترسآور، زندگی آرام، آسان به دست نمیآمد. به این ترتیب عمر کمتر از سیسال بود. دانش پزشکی آن زمان از روی غریزة حیوانی بود؛ و هرگاه زخمی بر بردن وارد میشد و یا جوش و عفونتی در بدن کسی پدید میآمد، با مکیدن زخم، زودتر بهبود بدست میآید. همانگونه که دانسته بودند پس از یک پرخوری، مالیدن دستها (ماساژ) بر شکم، موجب آرامش دل درد میگردد. ابزارهایی که برای جنگ فراهم کرده بودند نیز، برای پاره کردن دملهای دستها و پاها و پشت و سایر جاهای بدن به کار رفت و سوزاندن محل زخم نیز نوعی مداوای دیگر شده بود که جلوگیری از گسترش زخم میکرد و کسی که از سوزاندن زخم جان سالم به در میبرد، بهبود مییافت. هرچه گروههای کوچک بزرگتر میشدند، بیماریهای گوناگون گسترش بیشتری پیدا میکرد و میکروبها و ویروسهای بیماریها زیادتر میشدند و گروههای بیشتری را آلوده کرده و می کشتند. همانگونه که اینک در مناطق غیربهداشتی جهان، بیماریهای گوناگون رواج دارند. این گونه کارهای پزشکی غریزی، رفته رفته به حالت روش درمانی درآمد که با نظارت رئیس قبیله و با گروه رهبری انجام میگرفت و هر کس بیمار میشد، آن تجربهها برای او فراهم بود. دگرگونیهای نخستینبا گذشت صدها سال، رفتهرفته آدمیان کشش فراوانی به بررسی و تشریح بدن حیواناتی پیدا میکردند که شکار کرده بودند. با راهپیماییهای طولانی نیز با طبیعت آشنا میشدند. اختراع چرخ، چگونگی کشت نباتات و تهیة ظروف سفالین نیز از پیشرفتهای بعدی بود. طرز به کار گرفتن پشم حیوانات و الیاف گیاهی و انتخاب نوع خوراک، از بزرگترین حوادث به شمار میرفت، ولی باز هم بیماریهای سخت و آشفتگی روانی را با جادوگری، گرفتن خون و یا بریدن عضو درمان میکردند! به این ترتیب پزشک جادوگر دارای ارزش و اعتباری بود و ارزش او به طور طبیعی به اندازة تعداد افراد هر قبیله بود. در سالهای میان 7000 و 4000 پیش از میلاد مسیح، نخستین قبیلهها که مرکز مجموعة تمدن آن روزگار بود، پدیدار شدند. با افزایش شمار افراد قبیلهها و نیز بالا رفتن تعداد قبیلهها، بیماریهای گوناگون نیز فزونی میگرفت، اما روش درمانی بسیار اندک بود. در حدود 3000 سال پیش از میلاد، با پیشرفت تمدن در میان دو قبیلة بزرگ ساکن مصر و سرزمینهای سرسبز شمالی فرات آشنایی با مسائل پزشکی بیشتر شد، تا جایی که افرادی متخصص بوجود آمدند که کارشناسان پزشکی و دریافت مزد از این پیشه بود. ولی هرگاه نمیتوانستند بیماری را معالجه کنند، و یا بیمار آنان میمرد، با شدیدترین کیفرها روبرو شده، گاهی نیز اعدام میشدند. داروهای آن زمان شامل جوشاندة گیاهان، پیشاب حیوانات و مدفوع آنها و گاهی هم استخوان کوبیده شدة حیوانات گوناگون بود. مصر باستانباستانیان مصری نخستین گروه متمدن جهان بشر بودهاند که روش تدریس دربارة جسم انسان را پدید آوردند. طبیعت نیز مادهای در اختیار آنان گذاشته بود تا بتوانند جسد اشخاص مهم را مومیایی کرده، در تابوتهای مخصوص در زیرزمینها نگهداری کنند. آزمایشهای گوناگون به آنان نشان داده بود که میبایستی پیش از مومیایی کردن اجساد، اعضای داخلی بدن، از قبیل معده، جگر، کلیهها، قلب، ریهها و جز آنها را بیرون آورده، در ظرفهای شیشهای خالی از هوا قرار دهند.
|

Hari Mohan Mathur (eds.)